در میان فیلمهای اجتماعی دهه اخیر سینمای ایران، آثاری کم نیستند که از فقر، حاشیهنشینی و شکستهای فردی سخن گفتهاند، اما کمتر فیلمی مانند «مردی که اسب شد» توانسته این مفاهیم را در قالب جهانی چنین تلخ، خشن و بیرحم به تصویر بکشد. امیرحسین ثقفی که از نخستین فیلمهایش نشان داده علاقهای به روایتهای خوشرنگولعاب و قهرمانمحور ندارد، در این اثر نیز سراغ آدمهایی رفته که معمولا در گوشه تاریک قابهای اجتماعی جا میگیرند؛ انسانهایی که جامعه مدتهاست از کنارشان عبور کرده و دیگر حتی شکست خوردنشان هم کسی را شگفتزده نمیکند.
«مردی که اسب شد» از همان عنوان عجیب و کنجکاویبرانگیزش خبر میدهد که قرار نیست با یک روایت متعارف روبهرو باشیم. عنوان فیلم بیشتر از آنکه به یک اتفاق مشخص اشاره داشته باشد، استعارهای از فرایند تدریجی از دست رفتن کرامت انسانی است؛ روندی که در آن انسان زیر فشار فقر، تحقیر، نیاز و تنهایی، آرامآرام به موجودی تبدیل میشود که دیگر اختیار چندانی بر سرنوشت خود ندارد. این ایده در سراسر فیلم حضور دارد و به مهمترین لایه معنایی اثر تبدیل میشود.
امیرحسین ثقفی در این فیلم بار دیگر به سراغ همان جغرافیایی میرود که پیشتر در آثاری مانند «همهچیز برای فروش» و «مرگ کسبوکار من است» نیز به آن علاقه نشان داده بود؛ جهانی متشکل از آدمهای حاشیهنشین، خیابانهای فرسوده، خانههای کوچک و رویاهایی که پیش از متولد شدن از بین رفتهاند. در این جهان، فقر صرفا یک وضعیت اقتصادی نیست؛ فقر تبدیل به یک وضعیت روحی و وجودی شده است. شخصیتها نه فقط پول، بلکه امید، آینده و امکان تغییر را نیز از دست دادهاند. یکی از ویژگیهای مهم فیلم این است که هرگز تلاش نمیکند شخصیتهایش را زیبا یا قهرمانانه نشان دهد. آدمهای «مردی که اسب شد» پر از ضعف، اشتباه و شکست هستند. آنها گاهی تصمیمهای نادرست میگیرند، گاهی تسلیم میشوند و گاهی حتی به بخشی از چرخهای تبدیل میشوند که خود قربانی آن هستند. همین نگاه باعث میشود فیلم به واقعیتی تلختر و باورپذیرتر نزدیک شود.
روایت فیلم به جای تکیه بر گرههای داستانی پیچیده، بیشتر بر خلق فضا و موقعیت استوار است. ثقفی علاقهای به داستانگویی کلاسیک ندارد و ترجیح میدهد مخاطب را در دل زندگی شخصیتها رها کند تا خودش به تدریج با جهان آنها آشنا شود. نتیجه، فیلمی است که بیش از آنکه بر «چه اتفاقی میافتد» تکیه داشته باشد، بر «چه حسی منتقل میشود» متمرکز است. این انتخاب ممکن است برای همه مخاطبان جذاب نباشد، اما دقیقا همان چیزی است که هویت فیلم را شکل میدهد.
یکی از مهمترین نقاط قوت اثر، فضاسازی آن است. شهر در «مردی که اسب شد» موجودی زنده و بیرحم به نظر میرسد. خیابانها، ساختمانها و محیطهای اطراف شخصیتها مدام احساس خفگی، فرسودگی و ناامیدی را منتقل میکنند. دوربین نیز با فاصلهای حسابشده از شخصیتها حرکت میکند و اجازه میدهد این حس تلخی در تمام طول فیلم جریان داشته باشد. در جهان فیلم، امید همیشه وجود دارد اما آنقدر دور و دستنیافتنی است که بیشتر شبیه یک خاطره به نظر میرسد. شخصیتها تلاش میکنند از وضعیت خود فرار کنند، اما هر حرکت آنها را دوباره به همان نقطه اولیه بازمیگرداند. این چرخه تکرارشونده، یکی از تلخترین جنبههای فیلم است و تصویری از نسلی ارائه میدهد که راه خروجی پیش روی خود نمیبیند.
بازی بازیگران نیز نقش مهمی در تاثیرگذاری اثر دارد. ثقفی همواره در انتخاب بازیگر و هدایت آنها به سمت اجراهای کنترلشده و واقعگرایانه موفق بوده است. در «مردی که اسب شد» نیز بازیها بیش از آنکه متکی به دیالوگهای پررنگ باشند، بر سکوت، نگاه و زبان بدن استوار هستند. همین موضوع باعث میشود درد و فرسودگی شخصیتها به شکلی ملموستر به مخاطب منتقل شود. از منظر کارگردانی، فیلم یکی از شخصیترین آثار امیرحسین ثقفی به نظر میرسد. او بدون آنکه به سمت شعارهای اجتماعی یا قضاوتهای مستقیم برود، تصویری از جامعهای ارائه میدهد که بخشی از ساکنانش را فراموش کرده است. فیلم به دنبال ارائه راهحل نیست و حتی تلاش نمیکند امید مصنوعی خلق کند. در عوض، آینهای مقابل مخاطب میگذارد تا با بخشی از واقعیت مواجه شود که معمولا کمتر دیده میشود.
در لایهای عمیقتر، «مردی که اسب شد» درباره از دست رفتن هویت انسانی است. فیلم این پرسش را مطرح میکند که انسان تا چه اندازه میتواند فشار، تحقیر و شکست را تحمل کند و همچنان خودش باقی بماند؟ آیا نقطهای وجود دارد که فرد برای ادامه زندگی ناچار شود بخشی از انسانیت خود را قربانی کند؟ این سوالها در تمام طول روایت حضور دارند و فیلم بدون ارائه پاسخ قطعی، آنها را به ذهن مخاطب میسپارد. همین نگاه است که باعث میشود «مردی که اسب شد» فراتر از یک درام اجتماعی معمولی قرار بگیرد. فیلم نه فقط درباره فقر و حاشیهنشینی، بلکه درباره وضعیت انسان معاصر در مواجهه با جهانی بیرحم است؛ جهانی که در آن بقا گاهی مهمتر از رویا، اخلاق و حتی هویت میشود.
برای علاقهمندان به سینمای اجتماعی تلخ و واقعگرای ایران، «مردی که اسب شد» یکی از آثار قابل توجه دهه اخیر است؛ فیلمی که شاید تماشای آن آسان نباشد، اما تصویری ماندگار از انسانهای فراموششده و زخمهای پنهان جامعه در ذهن مخاطب باقی میگذارد.
فیلم «مردی که اسب شد» را از روبیکا تماشا کنید.
عوامل فیلم «مردی که اسب شد»:
- کارگردان: امیرحسین ثقفی
- بازیگران: محمود نظرعلیان، لئون هفتوان، مزدک میرعابدینی، ملیسا ذاکری، سیداحمد محمدی، بهمن صادقحسنی