اگر قرار باشد از میان تمام فیلمهای هومن سیدی فقط یک اثر را انتخاب کنیم که بیشترین تحسین جهانی را برای او به همراه داشته باشد، احتمالا نام «جنگ جهانی سوم» زودتر از هر فیلم دیگری مطرح میشود. اثری که نهتنها در جشنواره ونیز موفق به کسب جایزه بهترین فیلم بخش افقها شد، بلکه جایزه بهترین بازیگر مرد را نیز برای محسن تنابنده به ارمغان آورد و در ادامه به عنوان نماینده ایران برای اسکار معرفی شد. اما موفقیتهای بینالمللی تنها بخشی از ماجرای «جنگ جهانی سوم» هستند. آنچه این فیلم را متمایز میکند، توانایی عجیبش در ساختن جهانی است که همزمان واقعی، کابوسوار و نمادین به نظر میرسد. هومن سیدی این بار مانند «مغزهای کوچک زنگزده» سراغ آدمهایی رفته که در پایینترین لایههای جامعه زندگی میکنند، اما این بار روایتش مینیمالتر، تلختر و جهانیتر شده است.
در مرکز داستان، شکیب قرار دارد؛ کارگری روزمزد که زندگی چیز زیادی برایش باقی نگذاشته است. او خانوادهاش را از دست داده، خانهای ندارد و روزگارش میان کارهای موقت و تلاش برای زنده ماندن میگذرد. شکیب از همان نخستین دقایق فیلم شبیه قهرمانهای معمول سینما نیست. او نه باهوشترین آدم دنیاست، نه شجاعترین و نه حتی کسی که بتوان روی تصمیمهایش حساب کرد. اما دقیقا همین ضعفهاست که او را به شخصیتی فراموشنشدنی تبدیل میکند.
یکی از جذابترین ایدههای فیلم زمانی شکل میگیرد که شکیب وارد پروژه ساخت فیلمی درباره آلمان نازی و جنگ جهانی دوم میشود. هومن سیدی از این موقعیت استفاده میکند تا مرز میان واقعیت و نمایش را به بازی بگیرد. فیلمی که داخل فیلم در حال ساخته شدن است، کمکم با زندگی واقعی شکیب گره میخورد و همین نقطه، جایی است که «جنگ جهانی سوم» از یک درام اجتماعی ساده فاصله میگیرد و به اثری چندلایه تبدیل میشود.شخصیت شکیب یکی از پیچیدهترین نقشآفرینیهای کارنامه محسن تنابنده است. مخاطبانی که او را بیشتر با «پایتخت» و نقش نقی معمولی میشناسند، اینجا با چهره کاملا متفاوتی از او روبهرو میشوند. محسن تنابنده بخش زیادی از بار احساسی فیلم را بدون دیالوگهای طولانی منتقل میکند. نگاههای خسته، سکوتهای طولانی و درماندگی دائمی شکیب، شخصیت را به شکلی باورپذیر شکل میدهند. جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره ونیز نیز تا حد زیادی نتیجه همین اجرای کنترلشده و تاثیرگذار بود.
یکی از نقاط قوت بزرگ فیلم، شیوه پرداخت فقر است. بسیاری از آثار اجتماعی ایرانی تلاش میکنند فقر را توضیح دهند، اما «جنگ جهانی سوم» فقر را زندگی میکند. در جهان فیلم، فقر فقط نداشتن پول نیست؛ نوعی حذف شدن از جامعه است. شکیب آنقدر در حاشیه قرار گرفته که حتی وقتی ناگهان فرصتی بزرگ در زندگیاش ظاهر میشود، باز هم نمیتواند از آن استفاده کند.
فیلم همچنین یکی از تلخترین عاشقانههای سالهای اخیر سینمای ایران را در دل خود پنهان کرده است. رابطه شکیب و لادن، با بازی مهسا حجازی، برخلاف بسیاری از عاشقانههای سینمایی بر پایه رویاپردازی شکل نگرفته است. این رابطه بیشتر شبیه تلاشی ناامیدانه برای پیدا کردن اندکی آرامش در جهانی بیرحم است. هرچه داستان جلوتر میرود، مخاطب بیشتر متوجه میشود که این دو شخصیت چقدر به یکدیگر نیاز دارند و همین موضوع ضربههای احساسی فیلم را سنگینتر میکند.
از نظر کارگردانی، «جنگ جهانی سوم» شاید پختهترین اثر هومن سیدی باشد. او برخلاف برخی فیلمهای قبلیاش کمتر به نمایشهای بصری اغراقآمیز تکیه میکند و اجازه میدهد موقعیتها و شخصیتها خودشان تاثیرشان را بگذارند. دوربین پیمان شادمانفر نیز به خوبی با این نگاه هماهنگ است. قابها اغلب سرد، خشن و خالی هستند؛ انگار جهان اطراف شکیب مدام در حال کوچکتر شدن است.فضاسازی فیلم نقش مهمی در موفقیت آن دارد. لوکیشن پروژه فیلمبرداری جنگ جهانی دوم، اردوگاهها، ساختمانهای نیمهکاره و فضاهای متروک، همگی به شکلی طراحی شدهاند که حس ناامنی دائمی ایجاد کنند. تماشاگر مدام احساس میکند اتفاقی هولناک در راه است و همین حس تعلیق تا پایان فیلم حفظ میشود.
یکی دیگر از نکات مهم فیلم، طنز تلخ پنهان آن است. عنوان «جنگ جهانی سوم» در نگاه اول ممکن است مخاطب را به سمت یک فیلم جنگی هدایت کند، اما جنگ واقعی اینجا در زندگی شخصیت اصلی جریان دارد. شکیب برای حفظ اندک چیزهایی که دارد، وارد نبردی میشود که از هر جنگی بیرحمتر است. همین تضاد میان عنوان فیلم و واقعیت داستان، یکی از هوشمندانهترین انتخابهای هومن سیدی محسوب میشود.
«جنگ جهانی سوم» همچنین یکی از معدود فیلمهای ایرانی سالهای اخیر است که بدون تکیه بر توضیحهای مستقیم، مخاطب جهانی را نیز با خود همراه میکند. درد، فقر، تنهایی، عشق و ترس از دست دادن، مفاهیمی هستند که محدود به جغرافیای خاصی نیستند و همین ویژگی باعث شد فیلم در جشنوارههای مختلف مورد توجه قرار بگیرد. پس از موفقیت در ونیز، فیلم در جشنوارهها و جوایز بینالمللی دیگری نیز مورد توجه قرار گرفت و مسیر موفقیت جهانی خود را ادامه داد.
در کارنامه هومن سیدی، آثاری مانند «آفریقا»، «اعترافات ذهن خطرناک من»، «خشم و هیاهو» و «مغزهای کوچک زنگزده» هرکدام طرفداران خود را دارند، اما «جنگ جهانی سوم» نقطهای است که بسیاری از مسیرهای فکری و سینمایی او به هم میرسند. فیلمی که هم درام اجتماعی است، هم تریلر روانشناختی، هم نقدی بر ساختار قدرت و هم داستان مردی که فقط میخواست زندگی آرامی داشته باشد.
اگر از آثاری مانند «مغزهای کوچک زنگزده» و «ابد و یک روز» یا درامهای تلخ و شخصیتمحور سینمای جهان لذت میبرید، «جنگ جهانی سوم» یکی از مهمترین فیلمهای سینمای ایران در سالهای اخیر است؛ اثری که نشان میدهد چگونه میتوان از دل زندگی یک کارگر فراموششده، روایتی ساخت که مخاطبان سراسر جهان را تحت تاثیر قرار دهد.
«جنگ جهانی سوم» را بدون تهیه اشتراک، از روبیکا تماشا کنید.
عوامل فیلم «جنگ جهانی سوم»:
- کارگردان: هومن سیدی
- نویسنده: آرین وزیردفتری, آزاد جعفریان
- بازیگران: محسن تنابنده، مهسا حجازی، ندا جبرائیلی، نوید نصرتی، مرتضی خانجانی، حاتم مشمولی، محمود کیان