در میان آثار سینمای ایران که به سالهای منتهی به انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی پرداختهاند، کمتر فیلمی توانسته مانند «نفس» میان تاریخ، خاطره، تخیل و احساس تعادل برقرار کند. نرگس آبیار پس از موفقیت «شیار ۱۴۳» به جای تکرار فرمول فیلم قبلی خود، به سراغ اثری رفت که از نظر لحن، ساختار و جهانبینی تفاوتی اساسی با آثار رایج سینمای اجتماعی ایران داشت. «نفس» فیلمی است که گذشته را نه از دریچه سیاست یا روایتهای رسمی، بلکه از نگاه یک کودک خیالپرداز بازآفرینی میکند؛ کودکی که جهان را با قصهها میشناسد و هر اتفاقی را به شکلی متفاوت از بزرگترها میبیند. این فیلم در سیوچهارمین جشنواره فیلم فجر مورد توجه قرار گرفت و بعدها به عنوان نماینده سینمای ایران برای رقابت در بخش بهترین فیلم بینالمللی اسکار معرفی شد.
داستان فیلم حول زندگی دختربچهای به نام بهار میچرخد؛ کودکی کتابخوان، رویاپرداز و سرشار از تخیل که همراه پدرش غفور، مادربزرگ و خواهر و برادرهایش زندگی میکند. بهار عاشق قصههاست و جهان اطراف خود را از طریق همان داستانهایی که میخواند و میشنود تفسیر میکند. برای او، واقعیت و خیال مرز مشخصی ندارند. قهرمانان کتابها در ذهنش زنده میشوند، ماجراهای روزمره شکل افسانه به خود میگیرند و حتی ترسها و نگرانیهایش نیز رنگی از خیال پیدا میکنند. روایت فیلم زندگی چهار کودک به نامهای بهار، نادر، کمال و مریم را در دهه پنجاه دنبال میکند؛ کودکانی که دنیای معصومانهشان به تدریج با واقعیتهای بزرگتر جامعه روبهرو میشود.
مهمترین ویژگی «نفس» انتخاب زاویه دید آن است. بسیاری از فیلمهایی که درباره کودکان ساخته میشوند، در واقع از نگاه بزرگسالان به کودکی نگاه میکنند؛ اما نرگس آبیار در این اثر تلاش میکند واقعا وارد ذهن یک کودک شود. بهار فقط شخصیت اصلی فیلم نیست؛ او لنزی است که مخاطب از طریق آن همه چیز را میبیند. به همین دلیل اتفاقات تاریخی، خانوادگی و اجتماعی نیز شکلی متفاوت پیدا میکنند. انقلاب، تغییرات اجتماعی و حتی جنگ، ابتدا به صورت سایههایی مبهم وارد دنیای کودکانه او میشوند و سپس آرامآرام ابعاد واقعی خود را نشان میدهند.
شخصیت بهار یکی از ماندگارترین شخصیتهای کودک سینمای ایران در سالهای اخیر است. او نه صرفا نمادی از معصومیت کودکانه، بلکه شخصیتی پیچیده و زنده است. کنجکاوی، ترس، جسارت، خیالپردازی و آسیبپذیری همزمان در وجود او حضور دارند. تماشاگر در طول فیلم نه تنها شاهد رشد اوست، بلکه احساس میکند بخشی از کودکی خودش را نیز در او پیدا کرده است. ساره نورموسوی در این نقش اجرایی ارائه میدهد که یکی از نقاط قوت اصلی فیلم محسوب میشود. او موفق میشود بدون تصنع و بازیهای اغراقآمیز، شخصیتی کاملا باورپذیر خلق کند. در کنار بهار، پدر خانواده یعنی غفور قرار دارد که مهران احمدی نقش او را ایفا میکند. غفور یکی از دوستداشتنیترین شخصیتهای فیلم است؛ مردی که با وجود سختیهای زندگی تلاش میکند خانواده را کنار هم نگه دارد. رابطه او با فرزندانش بهویژه با بهار، بخش مهمی از بار عاطفی فیلم را شکل میدهد. مهران احمدی در این نقش تصویری گرم، انسانی و صمیمی ارائه میدهد که به خوبی با فضای نوستالژیک اثر هماهنگ است. حضور پانتهآ پناهیها، سیامک صفری، گلاره عباسی، محمدرضا شیرخانلو و جمشید هاشمپور نیز به استحکام فضای خانوادگی فیلم کمک میکند.
یکی از جذابترین جنبههای «نفس» نحوه ترکیب خیال و واقعیت است. نرگس آبیار از همان ابتدا نشان میدهد که قصد ندارد صرفا یک روایت خطی و واقعگرایانه ارائه دهد. دنیای ذهنی بهار بارها وارد روایت میشود و تصاویر فانتزی، شخصیتهای خیالی و رویاهای کودکانه در کنار اتفاقات واقعی قرار میگیرند. این رویکرد باعث میشود فیلم حالوهوایی متفاوت از بسیاری از آثار اجتماعی سینمای ایران پیدا کند. در واقع «نفس» بیش از آنکه درباره وقایع تاریخی باشد، درباره تجربه زیستن در آن دوران است؛ تجربهای که از نگاه یک کودک بازسازی میشود. فضاسازی فیلم نیز از نقاط درخشان آن به شمار میرود. بازسازی دهه پنجاه و سالهای ابتدایی پس از انقلاب با دقت قابل توجهی انجام شده است. از طراحی لباس و صحنه گرفته تا وسایل خانهها، خیابانها و حتی کتابهایی که بهار میخواند، همگی در خدمت خلق جهانی قرار گرفتهاند که برای مخاطبان آن دوران یادآور خاطرات گذشته است و برای نسلهای جدید تصویری ملموس از آن سالها ارائه میدهد. اما فیلم هرگز در دام نوستالژی صرف نمیافتد. این عناصر گذشتهنگر فقط تزئینات بصری نیستند؛ بخشی از هویت شخصیتها و روایت را تشکیل میدهند.
از نظر کارگردانی، «نفس» را میتوان یکی از شخصیترین آثار نرگس آبیار دانست. خود او در گفتوگوهای مختلف اشاره کرده که جهان فیلم تا حد زیادی از خاطرات، تجربهها و دنیای ذهنی خودش الهام گرفته است. همین موضوع باعث شده اثر حس صمیمیتی داشته باشد که در بسیاری از فیلمهای تاریخی دیده نمیشود. آبیار به جای آنکه صرفا گذشته را بازسازی کند، تلاش میکند احساسی را که از آن دوران در ذهنش باقی مانده به مخاطب منتقل کند. در لایههای عمیقتر، «نفس» درباره از دست رفتن معصومیت نیز هست. هرچه روایت جلوتر میرود، دنیای کودکانه بهار بیشتر تحت تاثیر واقعیتهای بیرونی قرار میگیرد. تغییرات اجتماعی، التهابهای سیاسی و در نهایت سایه جنگ، آرامآرام وارد جهان او میشوند. فیلم این تغییر را به شکلی تدریجی و تاثیرگذار نمایش میدهد. بهار همچنان همان کودک خیالپرداز باقی میماند، اما دیگر نمیتواند جهان را فقط از دریچه قصهها ببیند. این گذار از کودکی به آگاهی، یکی از تاثیرگذارترین خطوط روایی فیلم است. موسیقی و فیلمبرداری نیز نقش مهمی در شکلگیری فضای خاص «نفس» دارند. تصاویر اغلب حالتی شاعرانه و رویاگونه دارند و موسیقی به جای تحمیل احساسات، به تقویت حس نوستالژی و لطافت روایت کمک میکند. نتیجه این همکاری، اثری است که در بسیاری از صحنهها بیشتر شبیه مرور یک خاطره است تا تماشای یک فیلم متعارف.
«نفس» در زمان اکران با استقبال گسترده منتقدان و مخاطبان روبهرو شد. فیلم موفق به دریافت سیمرغ زرین بهترین فیلم از نگاه ملی شد و بازیگران آن نیز در جشنوارههای مختلف مورد تقدیر قرار گرفتند. موفقیتهای داخلی و انتخاب فیلم به عنوان نماینده ایران در اسکار نشان داد که این اثر فراتر از یک فیلم خانوادگی یا کودکانه، جایگاه ویژهای در سینمای معاصر ایران پیدا کرده است.
برای علاقهمندان به آثار شخصیتمحور، فیلمهای نوستالژیک و روایتهای انسانی، «نفس» یکی از بهترین انتخابهای سینمای ایران در دهه نود است. اثری که بدون شعار، بدون اغراق و بدون تکیه بر ملودرامهای رایج، تصویری از کودکی، خانواده، خیال و تاریخ ارائه میدهد. فیلمی که هم میتواند لبخند بر لب مخاطب بنشاند و هم در لحظات پایانی، حس تلخ از دست رفتن بخشی از آن دنیای معصومانه را در دل او باقی بگذارد.
فیلم «نفس» را بدون تهیه اشتراک، از روبیکا تماشا کنید.
عوامل فیلم «نفس»:
- کارگردان: نرگس آبیار
- نویسنده: نرگس آبیار
- بازیگران: مهران احمدی، پانتهآ پناهیها، سیامک صفری، گلاره عباسی، محمدرضا شیرخانلو، جمشید هاشمپور، ساره نورموسوی