در سینمای ایران فیلمهای انتقامی بسیاری ساخته شدهاند، اما همه آنها از یک فرمول ثابت پیروی نمیکنند. بعضی آثار انتقام را بهانهای برای خلق صحنههای پرتنش و درگیریهای مستقیم میدانند و بعضی دیگر آن را به بستری برای شناخت شخصیتها تبدیل میکنند. «لاله کبود» ساخته مهرشاد کارخانی به گروه دوم نزدیکتر است. این فیلم از دل یک حادثه تلخ آغاز میشود، اما خیلی زود روشن میکند که هدفش فقط روایت یک تسویهحساب ساده نیست. آنچه برای کارخانی اهمیت دارد، آدمهایی هستند که در سایه خشونت، فقدان و ناامیدی زندگی میکنند؛ انسانهایی که هر کدام به شکلی در جستوجوی راهی برای ادامه دادن هستند.
داستان «لاله کبود» حول شخصیت یغما شکل میگیرد. مردی که پس از کشته شدن دوستش در جریان درگیری با گروهی خلافکار، ناچار میشود خبر مرگ او را به خواهرش، پروا، برساند. اما این پایان ماجرا نیست. یغما تصمیم میگیرد مسیر انتقام را دنبال کند و همین تصمیم او را وارد سفری میکند که هر قدمش با خطر، تردید و انتخابهای دشوار همراه است. پروا نیز تنها تماشاگر ماجرا نیست و کمکم به بخشی از این مسیر تبدیل میشود. از همین نقطه، روایت از یک داستان شخصی فراتر میرود و به قصه چند شخصیت تبدیل میشود که هر کدام با نوعی فقدان دستوپنجه نرم میکنند.
یکی از مهمترین ویژگیهای فیلم «لاله کبود»، انتخاب محل وقوع داستان است. بخش بزرگی از اتفاقات در حاشیه شهر رخ میدهد؛ فضایی دور از مرکز، دور از هیاهوی زندگی روزمره و نزدیک به آدمهایی که معمولا کمتر در مرکز توجه روایتهای سینمایی قرار میگیرند. در آثار مهرشاد کارخانی، حاشیه شهر فقط یک لوکیشن نیست؛ بخشی از شخصیت فیلم است. خیابانهای خلوت، ساختمانهای فرسوده، کافهای دورافتاده و محیطهایی که انگار از جریان اصلی زندگی جا ماندهاند، همگی در شکلگیری حالوهوای اثر نقش دارند. مخاطب خیلی زود احساس میکند که این آدمها نمیتوانستند در جای دیگری زندگی کنند و این جهان بخشی از هویت آنهاست.
در میان شخصیتهای داستان «لاله کبود»، مهتاب جایگاه ویژهای دارد. زنی مرموز که کافهای در نقطهای دورافتاده از شهر را اداره میکند و در مسیر یغما نقشی تعیینکننده پیدا میکند. حضور او باعث میشود روایت از یک مسیر کاملا خطی فاصله بگیرد و لایههای تازهای به داستان اضافه شود. مهتاب نه یک ناجی کلاسیک است و نه شخصیتی کاملا قابل پیشبینی. او از همان دست کاراکترهایی است که گذشته و انگیزههایشان به اندازه رفتارهای فعلیشان اهمیت دارد. همین ابهام باعث میشود مخاطب تا پایان نسبت به جایگاه واقعی او در داستان کنجکاو بماند.
«لاله کبود» بیش از آنکه بر پیچیدگیهای داستانی تکیه کند، روی اتمسفر و حسوحال خود سرمایهگذاری میکند. فیلم از همان دقایق ابتدایی فضایی تلخ و سنگین میسازد؛ فضایی که در آن امید و ناامیدی مدام کنار هم حرکت میکنند. یغما در مسیر انتقام پیش میرود، اما فیلم بارها این سوال را مطرح میکند که آیا انتقام واقعا میتواند چیزی را تغییر دهد؟ آیا خشونت جدید، زخم قبلی را درمان میکند؟ این پرسشها بدون آنکه به شکل مستقیم بیان شوند، در لایههای مختلف روایت حضور دارند و به فیلم رنگی فراتر از یک درام جنایی میدهند.
مهرشاد کارخانی در طول سالهای فعالیتش بارها نشان داده به شخصیتهای شکستخورده و ضدقهرمانها علاقه دارد. در «لاله کبود» نیز همین نگاه دیده میشود. قهرمان داستان فردی نیست که همه چیز را تحت کنترل داشته باشد یا بتواند با چند تصمیم درست مسیر زندگی را تغییر دهد. یغما شخصیتی است که اشتباه میکند، خشمگین میشود، مردد میماند و گاهی حتی نمیداند قدم بعدیاش چه خواهد بود. همین ویژگی او را به انسانی واقعیتر تبدیل میکند و باعث میشود مخاطب راحتتر با وضعیتش ارتباط برقرار کند.
فیلم از نظر بصری نیز تلاش میکند به جهان مستقل خود وفادار بماند. قابهای باز، فاصله گرفتن دوربین از شخصیتها و توجه به محیط اطراف، باعث میشود حس تنهایی و سرگردانی آدمهای داستان بیشتر به چشم بیاید. در بسیاری از صحنهها، شخصیتها در فضایی وسیع و خالی قرار میگیرند؛ گویی جهان اطراف آنها بزرگتر از توان و قدرتشان است. این نوع تصویرپردازی با مضمون فیلم همخوانی دارد و به خلق فضایی نزدیک به سینمای مستقل کمک میکند.
بازی محسن غفاری در نقش یغما بخش مهمی از بار احساسی فیلم را بر دوش میکشد. او باید شخصیتی را بازی کند که هم خشم درونی دارد و هم نوعی فرسودگی روحی. در کنار او، مهتاب نویدی در نقش مهتاب و شکیلا سماواتی در نقش پروا، مثل دو قطب متفاوت در مسیر داستان عمل میکنند. یکی حامل رازها و ابهامهاست و دیگری با اندوه از دست دادن روبهرو شده است. ترکیب این سه شخصیت، بخش مهمی از کشش دراماتیک فیلم را شکل میدهد و باعث میشود روایت فقط به یک خط انتقامی محدود نماند.
یکی از نقاط قوت «لاله کبود» این است که از شلوغ کردن بیدلیل روایت پرهیز میکند. فیلم ترجیح میدهد روی چند شخصیت محدود تمرکز کند و جهان آنها را به تدریج گسترش دهد. همین رویکرد باعث شده اثر به فضای سینمای مستقل نزدیک شود؛ سینمایی که بیش از تعداد اتفاقات، به تاثیر آنها بر شخصیتها اهمیت میدهد. البته همین ویژگی ممکن است برای برخی مخاطبان که انتظار ریتمی تندتر و حوادث بیشتری دارند، نقطه ضعف محسوب شود. «لاله کبود» فیلمی نیست که هر چند دقیقه یک غافلگیری تازه ارائه کند، بلکه آرامآرام جهان خود را میسازد و مخاطب را در آن غرق میکند.
حضور فیلم در جشنوارههای بینالمللی و کسب جوایز نیز نشان میدهد که اثر توانسته فراتر از مرزهای داخلی مورد توجه قرار بگیرد. «لاله کبود» پیش از اکران عمومی در چند رویداد خارجی حضور داشت و موفق شد در برخی جشنوارهها مورد تقدیر قرار گیرد. این اتفاق برای فیلمی مستقل با امکانات محدود، نشانهای از موفقیت در ایجاد ارتباط با مخاطبانی فراتر از فضای بومی داستان است.
در نهایت، «لاله کبود» را میتوان یکی از شخصیترین آثار مهرشاد کارخانی دانست؛ فیلمی که در ظاهر درباره انتقام است، اما در لایههای زیرین خود درباره تنهایی، فقدان، خشونت و جستوجوی معنایی برای ادامه زندگی حرف میزند. اگر به سینمای اجتماعی مستقل، شخصیتهای خاکستری و روایتهایی علاقه دارید که بیشتر بر حالوهوا و آدمها تکیه میکنند تا حادثههای پیدرپی، «لاله کبود» میتواند تجربهای متفاوت در میان تولیدات سالهای اخیر سینمای ایران باشد.
فیلم «لاله کبود» را بدون تهیه اشتراک، از روبیکا تماشا کنید.
عوامل فیلم «لاله کبود»:
- کارگردان: مهرشاد کارخانی
- نویسنده: مهرشاد کارخانی، حمید غلامی
- بازیگران: محسن غفاری، مهتاب نویدی، شکیلا سماواتی، سوگل خالقی، حسین زینلی، صبا فدایی، حمید رحیمی، امیر نویدی، بشیر ادریسی، رویا محمدی
- تهیهکننده: مهرشاد کارخانی