سینمای مستقل ایران هر از گاهی میزبان آثاری میشود که به جای تکیه بر روایتهای رایج اجتماعی یا ملودرامهای آشنا، سراغ جهان ذهن، استعاره و بازی با مفاهیم فلسفی میروند. «یازده یازده» ساخته آرش رحمانی از همین جنس آثار است؛ فیلمی که در ظاهر با یک موقعیت ساده آغاز میشود، اما هرچه پیش میرود مرز میان واقعیت، خیال، اجبار و اختیار را مبهمتر میکند. این اثر بیش از آنکه بخواهد مخاطب را با حادثههای پیدرپی سرگرم کند، او را وارد یک بازی ذهنی میکند؛ بازیای که پاسخ بسیاری از پرسشهایش را باید در لایههای پنهان روایت جستوجو کرد.
داستان «یازده یازده» درباره نویسندهای منزوی است که زندگی آرام و تکراری خود را در خانهای قدیمی و دورافتاده سپری میکند. او مردی است که بیشتر زمانش را میان کاغذها، یادداشتها و داستانهای ناتمام میگذراند و ظاهرا فاصلهای آگاهانه با جهان بیرون گرفته است. اما ورود چهار مرد ناشناس با لباسهای سیاه همهچیز را تغییر میدهد. این افراد ماموریتی عجیب دارند؛ آنها از نویسنده میخواهند داستانی را بنویسد که خودشان تعیین کردهاند. درخواستشان در ابتدا غیرعادی به نظر میرسد، اما خیلی زود روشن میشود که او حق انتخاب چندانی ندارد و زمان نیز علیه او حرکت میکند. موعدی مشخص تعیین شده و عقربهها به سمت ساعت ۱۱:۱۱ پیش میروند.
همین ایده مرکزی مهمترین نقطه قوت فیلم محسوب میشود. «یازده یازده» از یک موقعیت ساده، بستری برای طرح پرسشهای بزرگتر میسازد. آیا انسان واقعا اختیار انتخاب سرنوشت خود را دارد؟ آیا نویسنده خالق داستان است یا خودش بخشی از داستانی است که دیگران نوشتهاند؟ فیلم بارها این سوالها را پیش روی مخاطب قرار میدهد، بیآنکه بخواهد پاسخهای مستقیم و قطعی ارائه کند. به همین دلیل تماشاگر از همان ابتدا مجبور میشود فعالانه با روایت همراه شود و تنها نقش یک بیننده منفعل را نداشته باشد.
بخش مهمی از جذابیت اثر به فضای محدود آن بازمیگردد. بیشتر اتفاقات در همان خانه و محیط بسته اطرافش رخ میدهد. این انتخاب میتوانست باعث یکنواختی «یازده یازده» شود، اما فیلم تلاش میکند از محدودیت فضا به عنوان بخشی از هویت خود استفاده کند. دیوارهای خانه، اتاقهای کمنور، پنجرههایی که جهان بیرون را دور و دستنیافتنی نشان میدهند و حضور دائمی مردان سیاهپوش، همگی به شکلگیری حس خفقان و ناامنی کمک میکنند. مخاطب به تدریج احساس میکند شخصیت اصلی نه فقط از نظر فیزیکی، بلکه از نظر ذهنی نیز در محاصره قرار گرفته است.
عنوان فیلم نیز فقط یک عدد یا زمان مشخص نیست. ساعت ۱۱:۱۱ در بسیاری از فرهنگها و روایتهای معاصر نمادی از لحظهای سرنوشتساز، یک هشدار یا نقطه تغییر تلقی میشود. فیلم از این مفهوم بهره میگیرد و آن را به بخشی از ساختار تعلیق خود تبدیل میکند. هر بار که اشارهای به زمان باقیمانده میشود، فشار روانی بر شخصیت اصلی افزایش پیدا میکند و مخاطب نیز بیش از پیش درگیر این شمارش معکوس میشود.
فرزاد حسنی در نقش نویسنده، یکی از متفاوتترین تجربههای بازیگری خود را ارائه میدهد. شخصیتی که او بازی میکند، بیش از آنکه با کنشهای بیرونی تعریف شود، بر واکنشهای درونی و تغییرات ذهنی متکی است. بخش بزرگی از بار فیلم بر دوش او قرار دارد، زیرا مخاطب باید اضطراب، سردرگمی، ترس و تردید را از طریق همین شخصیت تجربه کند. حضور طولانی او در قاب و تمرکز روایت بر وضعیت روحی این کاراکتر، باعث شده نقشآفرینیاش اهمیت ویژهای پیدا کند. در کنار او، چهار مرد سیاهپوش نیز حضوری فراتر از شخصیتهای فرعی دارند. فیلم عمدا اطلاعات محدودی درباره هویت آنها ارائه میدهد و همین ابهام، تاثیرشان را بیشتر میکند. آنها گاهی شبیه بازجویان هستند، گاهی به نیروهای ناشناخته شباهت پیدا میکنند و گاهی حتی میتوان آنها را بازتابی از ذهن آشفته شخصیت اصلی دانست. این چندلایگی باعث میشود هر مخاطب برداشت متفاوتی از نقش واقعی آنها داشته باشد.
یکی از ویژگیهای قابل توجه «یازده یازده» پرهیز از توضیح دادن بیش از حد است. بسیاری از فیلمهای معمایی در پایان تلاش میکنند تمام گرهها را باز کنند و برای هر سوالی پاسخی روشن ارائه دهند. اما این اثر ترجیح میدهد بخشی از رازهایش را حفظ کند. همین رویکرد ممکن است برای بعضی مخاطبان جذاب و برای برخی دیگر چالشبرانگیز باشد. کسانی که به روایتهای کاملا شفاف و سرراست علاقه دارند، شاید با بعضی بخشهای فیلم ارتباط کمتری برقرار کنند. در مقابل، مخاطبانی که از تفسیر و کشف معناهای پنهان لذت میبرند، احتمالا از این ابهام استقبال خواهند کرد.
کارگردانی آرش رحمانی نیز در خدمت همین فضای رازآلود قرار گرفته است. استفاده از نورهای محدود، قاببندیهای بسته و تاکید بر سکوتهای طولانی، فضایی میسازد که بیشتر به یک کابوس بیداری شباهت دارد تا یک روایت واقعگرایانه. در بسیاری از صحنهها، سکوت به اندازه دیالوگها اهمیت پیدا میکند و آنچه گفته نمیشود، گاهی تاثیر بیشتری از آنچه گفته میشود دارد. این شیوه اجرا به فیلم شخصیتی مستقل میدهد و آن را از آثار متعارف جدا میکند. البته «یازده یازده» اثری نیست که برای همه سلیقهها ساخته شده باشد. ریتم آرام، فضای مینیمال و تکیه بر مفاهیم نمادین ممکن است بخشی از مخاطبان را از خود دور کند. فیلم بیش از آنکه بر هیجان ظاهری یا غافلگیریهای متوالی متکی باشد، بر ایجاد حس و طرح پرسش تمرکز دارد. بنابراین تجربه تماشای آن بیشتر به خواندن یک داستان فلسفی یا معمایی شباهت پیدا میکند تا دنبال کردن یک تریلر پرحادثه.
در نهایت، «یازده یازده» را میتوان تلاشی جسورانه در سینمای مستقل ایران دانست؛ اثری که با استفاده از یک موقعیت محدود، مفاهیمی بزرگ درباره اختیار، آفرینش، قدرت و سرنوشت را مطرح میکند. فیلم شاید پاسخ تمام پرسشهایش را در اختیار مخاطب نگذارد، اما دقیقا به همین دلیل پس از پایان نیز در ذهن باقی میماند. اگر به آثار روانشناختی، روایتهای نمادین و فیلمهایی علاقه دارید که شما را به فکر کردن وادار میکنند، «یازده یازده» میتواند تجربهای متفاوت و قابل تامل باشد.
فیلم «یازده یازده» را بدون تهیه اشتراک، از روبیکا تماشا کنید.
عوامل فیلم «یازده یازده»:
- کارگردان: آرش رحمانی
- نویسنده: آرش رحمانی
- بازیگران: فرزاد حسنی، انوش معظمی، کوروش خزاعی اصل، آزاده مهدیزاده، راشین قهرمانی
- تهیهکننده: آرش رحمانی