بعضی فیلمها از همان عنوانشان مسیر روایت را لو میدهند. «بچه مردم» از آن دست آثاری است که در نگاه اول نامی ساده دارد، اما هرچه بیشتر به آن فکر میکنیم، معنای عمیقتری پیدا میکند. محمود کریمی در نخستین فیلم بلند سینمایی خود سراغ شخصیتهایی رفته که سالها در حاشیه روایتهای رسمی قرار داشتهاند؛ کودکانی که در پرورشگاه بزرگ شدهاند و از همان ابتدای زندگی با پرسشی روبهرو بودهاند که بسیاری از ما هرگز به آن فکر نکردهایم: اگر هیچکس منتظر آمدنت نباشد، هویتت را از کجا پیدا میکنی؟
«بچه مردم» از همان سکانسهای ابتدایی روشن میکند که قرار نیست صرفا یک درام تلخ درباره کودکان بیسرپرست باشد. فیلم نگاه ترحمآمیز به شخصیتهایش ندارد و آنها را قربانیانی منفعل نشان نمیدهد. برعکس، روایت تلاش میکند از دل سختیها، سرزندگی و میل به زندگی را بیرون بکشد. به همین دلیل است که فیلم با وجود پرداختن به موضوعی حساس، در بسیاری از لحظات سرشار از شوخطبعی، انرژی و امید باقی میماند.
داستان در دهه پنجاه آغاز میشود و زندگی چند کودک ساکن یک پرورشگاه را دنبال میکند؛ بچههایی که هر کدام رویایی متفاوت در سر دارند. یکی میخواهد قهرمان شود، دیگری در جستوجوی خانواده است و یکی دیگر فقط میخواهد مثل بقیه مردم زندگی عادی داشته باشد. فیلم در ادامه این شخصیتها را در بستر تحولات مهم اجتماعی و تاریخی ایران دنبال میکند و اجازه میدهد مخاطب همراه با آنها رشد کند. این ساختار باعث شده «بچه مردم» فقط داستان یک مقطع زمانی نباشد، بلکه روایت بخشی از یک نسل شود.
یکی از مهمترین نکاتی که منتقدان پس از نمایش «بچه مردم» در جشنواره فجر به آن اشاره کردند، ترکیب موفق کمدی و درام در روایت بود. موضوع فیلم بهراحتی میتوانست به اثری بیش از حد تلخ و شعاری تبدیل شود، اما محمود کریمی و فائزه یارمحمدی در فیلمنامه تلاش کردهاند میان تلخی و شیرینی تعادل ایجاد کنند. شوخیهای بچههای پرورشگاه، شیطنتهای کودکانه و رقابتهای میان آنها باعث میشود فیلم نفس بکشد و شخصیتها به انسانهایی واقعی تبدیل شوند، نه نمادهایی برای انتقال یک پیام اجتماعی. یکی از جذابترین بخشهای روایت، نحوه برخورد فیلم با مفهوم خانواده است. در بسیاری از آثار مشابه، خانواده به عنوان مقصد نهایی خوشبختی معرفی میشود، اما «بچه مردم» نگاه پیچیدهتری دارد. فیلم نشان میدهد که داشتن خانواده لزوما همه مشکلات را حل نمیکند و در مقابل، نداشتن خانواده نیز به معنای پایان زندگی نیست. شخصیتهای داستان بهتدریج یاد میگیرند که بخشی از هویت خود را باید مستقل از گذشته و شرایط تولدشان بسازند. همین نگاه باعث میشود فیلم از کلیشههای رایج فاصله بگیرد.
بازسازی فضای دهه پنجاه و سالهای ابتدایی پس از انقلاب نیز از نقاط قوت اثر است. طراحی لباسها، خودروها، معماری ساختمانها و حتی جزئیات زندگی روزمره به گونهای انتخاب شدهاند که جهان «بچه مردم» باورپذیر به نظر برسد. نکته مهم این است که این بازسازی تاریخی صرفا برای نوستالژی نیست. تحولات اجتماعی آن دوران مستقیما بر سرنوشت شخصیتها تاثیر میگذارد و بخشی از مسیر زندگی آنها را شکل میدهد. در نتیجه تاریخ در فیلم صرفا یک پسزمینه تزئینی نیست، بلکه بخشی از روایت محسوب میشود. در میان شخصیتهای فیلم، «تاجی» جایگاه ویژهای دارد. جمله معروف او درباره اینکه «قهرمان هر داستانی یک روزی مجبور شده روی پای خودش وایسه» به نوعی چکیده نگاه فیلم است. این جمله نه فقط درباره کودکان پرورشگاه، بلکه درباره همه شخصیتهای داستان صدق میکند. فیلم بارها نشان میدهد که رشد و بلوغ زمانی آغاز میشود که فرد مسئولیت زندگی خود را بپذیرد، حتی اگر شرایط علیه او باشد.
بازیگران «بچه مردم» نیز نقش مهمی در موفقیت روایت دارند. حضور رضا کیانیان، گوهر خیراندیش، حسن معجونی، بهروز شعیبی و سیاوش چراغیپور به فیلم اعتبار و وزن بیشتری داده است، اما نکته مهمتر عملکرد بازیگران نوجوان است. بخش عمده بار احساسی فیلم بر دوش آنها قرار دارد و خوشبختانه فیلم موفق شده از این آزمون دشوار سربلند بیرون بیاید. شخصیتهای نوجوان نه مصنوعی به نظر میرسند و نه صرفا برای برانگیختن احساسات مخاطب طراحی شدهاند. آنها اشتباه میکنند، رویا میبافند، شکست میخورند و دوباره بلند میشوند؛ درست مثل انسانهای واقعی.
از منظر کارگردانی نیز «بچه مردم» نشان میدهد محمود کریمی به سینمای قصهگو علاقه دارد. فیلم تلاش نمیکند با پیچیدگیهای فرمی یا بازیهای ساختاری خودنمایی کند. تمرکز اصلی بر روایت و شخصیتهاست. این انتخاب شاید برای برخی مخاطبان علاقهمند به تجربههای فرمال هیجانانگیز نباشد، اما باعث شده فیلم ارتباط مستقیم و موثری با مخاطب برقرار کند. محمود کریمی اجازه میدهد داستان و شخصیتها در مرکز توجه باقی بمانند و همین تصمیم به نفع اثر تمام شده است.
واکنشهای جشنواره فجر نیز نشان داد که «بچه مردم» توانسته توجه طیفهای مختلفی از مخاطبان و منتقدان را جلب کند. بسیاری از نقدها به فیلمنامه منسجم، فضای انسانی داستان و توانایی فیلم در ایجاد تعادل میان احساسات و واقعگرایی اشاره داشتند. موفقیت اثر در کسب سیمرغ بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی اول نیز نشانهای از همین استقبال بود. در کنار آن، حضور موفق فیلم در جشنواره بینالمللی کودکان و نوجوانان ثابت کرد که داستانش فراتر از مرزهای سنی عمل میکند و میتواند برای مخاطبان مختلف جذاب باشد.
در نهایت، «بچه مردم» یکی از آن فیلمهایی است که پس از پایان، بیش از آنکه به اتفاقاتش فکر کنیم، به آدمهایش فکر میکنیم. کودکانی که میخواهند دیده شوند، شنیده شوند و ثابت کنند گذشته، تنها چیزی نیست که آینده آنها را تعریف میکند. محمود کریمی در نخستین تجربه بلند خود موفق شده اثری بسازد که هم سرگرمکننده است، هم احساسات مخاطب را درگیر میکند و هم حرفی برای گفتن دارد. اگر از آثاری مانند «خورشید»، «بچههای آسمان» یا درامهای انسانی درباره هویت و رشد فردی لذت بردهاید، «بچه مردم» نیز میتواند یکی از انتخابهای ارزشمند سینمای ایران برای شما باشد.
«بچه مردم» را بدون تهیه اشتراک، از روبیکا تماشا کنید.
عوامل فیلم «بچه مردم»:
- کارگردان: محمود کریمی
- نویسندگان: محمود کریمی، فائزه یارمحمدی
- بازیگران: گوهر خیراندیش، رضا کیانیان، حسن معجونی، بهروز شعیبی، سیامک صفری، سیاوش چراغیپور، امید روحانی، زهرا داوودنژاد، سیدجواد یحیوی، ونوس کانلی، کامبیز امینی، مهبد جهاننوش، احسان احمدی، فرزین فلسفین
- تهیهکننده: علی احمدی