در سالهایی که بخش بزرگی از سینمای ایران به سمت ملودرامهای پرحادثه، کمدیهای گیشهمحور یا آثار اجتماعی تلخ حرکت کرده، گاهی فیلمی پیدا میشود که ترجیح میدهد آرامتر حرف بزند. فیلمی که به جای تکیه بر پیچشهای داستانی بزرگ، روی احساسات انسانی، خاطرات و روابطی تمرکز کند که در گذر زمان شکل گرفتهاند. «هفت بهار نارنج» از همین جنس آثار است؛ فیلمی که بیش از هر چیز درباره عشق در سالهای پایانی زندگی است، عشقی که نه بر پایه هیجانهای زودگذر، بلکه بر اساس سالها همراهی، خاطره و وابستگی شکل گرفته است. فیلمنامه اثر را احمد رفیعزاده نوشته و فرشاد گلسفیدی آن را کارگردانی کرده است.
داستان «هفت بهار نارنج» حول رابطه شمس و طلعت شکل میگیرد؛ زوجی که سالها در کنار یکدیگر زندگی کردهاند و اکنون با بحرانی مواجه میشوند که نه از بیرون، بلکه از درون ذهن یکی از آنها آغاز میشود. شمس به تدریج درگیر فراموشی میشود و این اتفاق، رابطهای را که سالها دوام آورده وارد مرحلهای تازه میکند. ایده اصلی فیلم در ظاهر ساده است، اما همین سادگی یکی از مهمترین نقاط قوت آن به شمار میآید. «هفت بهار نارنج» تلاش نمیکند بیماری را به یک ابزار احساسی صرف تبدیل کند، بلکه آن را بستری برای بررسی مفهوم عشق، وفاداری و حافظه قرار میدهد.
آنچه فیلم را از بسیاری از عاشقانههای رایج متمایز میکند، انتخاب شخصیتهایی است که در میانسالی و کهنسالی قرار دارند. در بخش بزرگی از سینمای ایران، عشق معمولا در قالب شخصیتهای جوان روایت میشود. اینجا اما فیلم سراغ زوجی رفته که سالها از دوران شور اولیه رابطهشان گذشته است. همین انتخاب باعث میشود فیلم لحن متفاوتی پیدا کند و به جای پرداختن به آغاز عشق، روی دوام آن تمرکز کند.
شخصیت شمس با بازی درخشان علی نصیریان یکی از مهمترین دلایل موفقیت فیلم است. نصیریان در سالهایی که بسیاری از بازیگران همنسلش فعالیت کمتری دارند، همچنان توانایی خیرهکنندهای در خلق شخصیتهای پیچیده نشان میدهد. او شمس را به مردی تبدیل میکند که میان گذشته و حال سرگردان است؛ مردی که گاهی لحظهای از زندگیاش را با وضوح به یاد میآورد و چند دقیقه بعد نزدیکترین آدم زندگیاش را فراموش میکند. قدرت بازی علی نصیریان در این است که بیماری را به نمایش اغراقآمیز تبدیل نمیکند. او به جای تکیه بر رفتارهای نمایشی، روی جزئیات تمرکز میکند؛ نگاههای گمشده، مکثهای کوتاه، تردید در شناخت آدمها و لحظاتی که شخصیت تلاش میکند رشته خاطراتش را دوباره پیدا کند. همین ظرافت باعث شد نصیریان برای این نقش موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم فجر شود. در کنار او، لادن مستوفی در نقش طلعت حضوری تاثیرگذار دارد. طلعت شخصیتی نیست که صرفا در حاشیه داستان قرار گرفته باشد. او قلب احساسی فیلم است؛ زنی که باید با تغییر تدریجی مردی کنار بیاید که سالها دوستش داشته است. بازی مستوفی بدون اغراق و احساساتگرایی افراطی، درد و تنهایی شخصیت را منتقل میکند. رابطه میان طلعت و شمس به لطف هماهنگی دو بازیگر اصلی، یکی از باورپذیرترین زوجهای سینمای ایران در سالهای اخیر را شکل داده است.
یکی از ویژگیهای قابل توجه فیلم، پرهیز از شتابزدگی است. «هفت بهار نارنج» ریتمی آرام دارد و آگاهانه از قواعد آثار پرحادثه فاصله میگیرد. این انتخاب ممکن است برای بخشی از مخاطبان که به دنبال داستانی پرتنش هستند، چالشبرانگیز باشد، اما دقیقا همین آرامش به فیلم اجازه میدهد وارد جزئیات روابط انسانی شود. فیلم فرصت کافی در اختیار شخصیتها قرار میدهد تا احساساتشان را زندگی کنند و مخاطب نیز به تدریج با جهان آنها همراه شود.
فضاسازی اثر نیز نقش مهمی در شکلگیری هویت آن دارد. فرشاد گلسفیدی که سالها به عنوان فیلمبردار فعالیت کرده، نگاه بصری دقیقی به قابها دارد. بسیاری از نماهای فیلم حالتی شاعرانه دارند؛ گویی قرار نیست صرفا یک داستان روایت شود، بلکه قرار است حس و حال شخصیتها نیز به تصویر کشیده شود. نورپردازی نرم، رنگهای گرم و استفاده از طبیعت در برخی صحنهها، به خلق فضایی کمک کرده که با مضمون عاشقانه فیلم هماهنگ است.
عنوان «هفت بهار نارنج» نیز بیدلیل انتخاب نشده است. بهار نارنج در فرهنگ ایرانی اغلب با خاطره، عشق و نوستالژی پیوند خورده و فیلم نیز از همین بار معنایی بهره میبرد. روایت بارها میان گذشته و حال حرکت میکند و نشان میدهد چگونه خاطرات میتوانند حتی زمانی که ذهن در حال فراموش کردن همه چیز است، همچنان باقی بمانند. یکی از نکات جالب فیلم این است که فراموشی را صرفا یک بیماری پزشکی نمیبیند. در جهان «هفت بهار نارنج»، حافظه بخشی از هویت انسان است. وقتی خاطرات از بین میروند، بخشی از شخصیت نیز دستخوش تغییر میشود. اما فیلم در عین حال این سوال را مطرح میکند که آیا عشق فقط به حافظه وابسته است؟ آیا احساسات عمیق انسانی میتوانند حتی زمانی که جزئیات زندگی فراموش شدهاند، همچنان باقی بمانند؟ بخش مهمی از تاثیرگذاری اثر از همین پرسشها ناشی میشود.
از منظر مضمونی، «هفت بهار نارنج» بیش از آنکه درباره بیماری باشد، درباره همراهی است. فیلم نشان میدهد عشق واقعی در لحظات سخت معنا پیدا میکند؛ زمانی که دیگر خبری از شور و هیجان روزهای نخست نیست و رابطه باید در برابر بحرانهای واقعی مقاومت کند. این نگاه باعث شده اثر از سطح یک ملودرام ساده فراتر برود و به اثری درباره پیوندهای انسانی تبدیل شود. واکنش منتقدان و مخاطبان نیز تا حد زیادی حول همین ویژگیها شکل گرفت. بسیاری از تحسینها متوجه بازی علی نصیریان و فضای احساسی فیلم بود. در مقابل، برخی منتقدان ریتم آرام روایت را نقطه ضعف اثر دانستند. با این حال حتی منتقدان فیلم نیز معمولا درباره کیفیت بازیها و صداقت احساسی داستان اتفاق نظر داشتند.
«هفت بهار نارنج» از آن دسته فیلمهایی نیست که با پیچشهای داستانی غافلگیرتان کند یا مدام ضربان روایت را بالا ببرد. ارزش آن در چیز دیگری نهفته است؛ در نگاه انسانیاش به عشق، پیری، حافظه و گذر زمان. فیلم تلاش میکند یادآوری کند که بعضی روابط فراتر از خاطرات روزمره هستند و حتی زمانی که ذهن شروع به فراموش کردن میکند، ردپای آنها همچنان باقی میماند.
اگر به درامهای شخصیتمحور و آرام علاقه دارید، «هفت بهار نارنج» میتواند تجربهای متفاوت و تاثیرگذار باشد؛ فیلمی که با صدای بلند حرف نمیزند، اما آرامآرام راهش را به ذهن و احساس مخاطب باز میکند.
«هفت بهار نارنج» را بدون تهیه اشتراک، از روبیکا تماشا کنید.
عوامل فیلم «هفت بهارنارنج»:
- کارگردان: فرشاد گلسفیدی
- نویسنده: احمد رفیعزاده
- بازیگران: علی نصیریان، لادن مستوفی، سارا رسولزاده، فرهاد آئیش، هومن حاجیعبدالهی، فرجالله گلسفیدی، باران سلطانی مقدم، آرشا گلسفیدی
- تهیهکننده: محمد کمالیپور