در سالهایی که بخش بزرگی از سریالهای نمایش خانگی ایران یا به سمت ملودرامهای خانوادگی رفته بودند یا درگیر فرمولهای تکراری جنایی شده بودند، «افعی تهران» تلاش کرد مسیر متفاوتی را انتخاب کند. سریالی به کارگردانی سامان مقدم و نویسندگی پیمان معادی که از یک سو ساختار معمایی و جنایی دارد و از سوی دیگر، بیش از هر چیز درباره زخمهای روانی، خشونت پنهان، رابطه والدین و فرزندان و تأثیر کودکی بر تمام زندگی انسان حرف میزند. داستان ظاهرا درباره یک قاتل زنجیرهای است، اما هرچه جلوتر میرود روشن میشود که پرونده قتلها تنها بخشی از یک روایت بسیار بزرگتر است.
شخصیت محوری سریال آرمان بیانی است؛ منتقد و فیلمسازی که سالها آرزوی ساخت نخستین فیلم سینمایی خود را داشته و ناگهان درگیر پروندهای میشود که به قاتلی معروف به «افعی تهران» ارتباط دارد. قاتلی که قربانیانش افرادی با سابقه کودکآزاری هستند و آنها را با سم از بین میبرد. این ایده از همان ابتدا سریال را از بسیاری از آثار جنایی ایرانی متمایز میکند. برخلاف الگوی رایج که قاتل صرفا یک مجرم ناشناس است، در «افعی تهران» مرز میان عدالت، انتقام و جنایت مدام جابهجا میشود. مخاطب ناچار است بارها از خود بپرسد که آیا با یک هیولا روبهرو است یا محصول هیولاهایی بزرگتر؟
بزرگترین نقطه قوت سریال بدون تردید فیلمنامه پیمان معادی است. او به جای ساخت یک تریلر پلیسی کلاسیک، اثری خلق کرده که مدام میان واقعیت، خاطره، روانشناسی و نقد اجتماعی حرکت میکند. بسیاری از اتفاقات مهم سریال نه در صحنههای تعقیب و گریز، بلکه در جلسات رواندرمانی، گفتگوهای خانوادگی و خاطرات کودکی شخصیتها رخ میدهد. همین ویژگی باعث شده «افعی تهران» بیش از آنکه شبیه آثار پلیسی متعارف باشد، به یک درام روانشناختی نزدیک شود. یکی از مهمترین موضوعات سریال، چرخه خشونت است. سامان مقدم و پیمان معادی بارها نشان میدهند که خشونت همیشه از خیابان یا جرمهای بزرگ آغاز نمیشود. گاهی ریشه آن در خانه، در رابطه پدر و فرزند یا در سالهای کودکی نهفته است. بسیاری از شخصیتهای «افعی تهران» قربانی گذشته خود هستند؛ گذشتهای که ظاهرا تمام شده اما همچنان در تصمیمها، ترسها و روابط امروز آنها حضور دارد. سریال بارها این پرسش را مطرح میکند که آیا انسان واقعا میتواند از زخمهای کودکی عبور کند یا تمام عمر در حال حمل کردن آنهاست؟
پیمان معادی در نقش آرمان بیانی یکی از پیچیدهترین شخصیتهای سالهای اخیر شبکه نمایش خانگی را خلق میکند. آرمان نه قهرمان است و نه ضدقهرمان. او انسانی پر از تناقض است؛ باهوش، خودرأی، عصبی، آسیبدیده و در عین حال دوستداشتنی. معادی موفق میشود این تناقضها را بدون اغراق به نمایش بگذارد. در بسیاری از صحنهها حتی زمانی که شخصیت چیزی نمیگوید، مخاطب آشفتگی درونی او را احساس میکند. آرمان از آن شخصیتهایی است که هرچه بیشتر میشناسیم، بیشتر متوجه میشویم شناخت کاملی از او نداریم. در کنار پیمان معادی، حضور سحر دولتشاهی یکی از نقاط اتکای اصلی سریال است. شخصیت او برخلاف بسیاری از نقشهای زن در آثار جنایی ایرانی، صرفا مکمل قهرمان مرد نیست. او هویت، دغدغه و مسیر مستقل خود را دارد و بخشی از بار احساسی داستان را بر دوش میکشد. رابطه میان شخصیتهای اصلی سریال نیز از کلیشههای رایج فاصله میگیرد و به همین دلیل باورپذیرتر از بسیاری از نمونههای مشابه از آب درآمده است.
یکی دیگر از نکات جالب «افعی تهران»، حضور چهرههای مختلف سینما و نمایش خانگی در نقشهای مهمان یا فرعی است. این حضورها صرفا جنبه تبلیغاتی ندارند و در بسیاری از موارد به جهانبینی سریال کمک میکنند. از سوی دیگر، خود سامان مقدم نیز فضایی خلق کرده که مرز میان دنیای واقعی سینما و داستان سریال را بارها کمرنگ میکند. در نتیجه مخاطب گاهی احساس میکند در حال تماشای روایتی درباره پشت صحنه زندگی هنرمندان و روشنفکران شهری است.
از نظر کارگردانی، «افعی تهران» را میتوان یکی از شخصیترین آثار سامان مقدم دانست. مقدم که در آثاری مانند «کافه ستاره»، «مکس» و «نهنگ عنبر» بیشتر به طنز یا روابط اجتماعی علاقه نشان داده بود، اینجا وارد فضایی بسیار تاریکتر شده است. او تلاش میکند تهران را نه به عنوان یک شهر، بلکه به عنوان مجموعهای از تنهاییها و آسیبهای پنهان تصویر کند. خیابانها، آپارتمانها، مطب روانشناس و لوکیشنهای مختلف سریال همگی حالتی سرد و گاه خفهکننده دارند؛ گویی شهر نیز مانند شخصیتها بیمار و زخمی است.
از منظر فرمی، سریال در استفاده از جلسات رواندرمانی بسیار هوشمندانه عمل میکند. این جلسات صرفا ابزاری برای توضیح داستان نیستند، بلکه بخشی از هویت اثر را شکل میدهند. بسیاری از مهمترین کشفهای شخصیتی در همین گفتگوها اتفاق میافتد. در واقع «افعی تهران» بیشتر از آنکه به دنبال کشف هویت قاتل باشد، به دنبال کشف هویت انسانهایی است که در این داستان حضور دارند. نکته مهم دیگر، جسارت سریال در پرداختن به موضوع کودکآزاری است؛ مسئلهای که سالها در آثار تصویری ایران کمتر به شکل مستقیم درباره آن صحبت شده بود. «افعی تهران» تلاش میکند بدون نمایش اغراقآمیز یا بهرهبرداری احساسی، درباره پیامدهای عمیق این آسیب اجتماعی حرف بزند. همین موضوع باعث شد بسیاری از مخاطبان و منتقدان، سریال را اثری متفاوت و بحثبرانگیز بدانند.
آنچه «افعی تهران» را از بسیاری از سریالهای همدورهاش جدا میکند، این است که هرگز به یک معمای قتل ساده تبدیل نمیشود. هویت قاتل مهم است، اما مهمتر از آن دلایل شکلگیری خشونت، تأثیر تربیت، نقش خانواده و زخمهایی است که نسل به نسل منتقل میشوند. سریال در نهایت درباره این پرسش حرف میزند که آیا میتوان گذشته را شکست داد یا انسان محکوم است بخشی از آن را تا پایان عمر با خود حمل کند.
«افعی تهران» شاید کاملترین سریال نمایش خانگی سالهای اخیر نباشد، اما بدون تردید یکی از جاهطلبانهترین آنهاست. اثری که تلاش کرد از چارچوبهای رایج فراتر برود و در دل یک روایت جنایی، درباره ترسها، شکستها و تاریکیهای پنهان جامعه امروز ایران حرف بزند. نتیجه، سریالی است که حتی پس از پایان قسمت آخر، بیشتر از آنکه مخاطب را درگیر معمای قتل کند، او را وادار میکند به گذشته شخصیتها و شاید حتی گذشته خودش فکر کند.
عوامل سریال «افعی تهران»:
- کارگردان: سامان مقدم
- نویسنده: پویا مهدویزاده، پیمان معادی
- بازیگران: پیمان معادی، سحر دولتشاهی، آزاده صمدی، پژمان جمشیدی، مریلا زارعی، بهادر مالکی، مهسا حجازی، بهآفرید غفاریان، امیراحمد قزوینی، نیلوفر کوخانی، تورج اصلانی، ماهور نعمتی
- تهیهکننده: جواد فرحانی