در سالهای اخیر، نمایش خانگی ایران بارها سراغ داستانهای جنایی و معمایی رفته است. بعضی از این آثار بر تعقیب و گریز و هیجان تکیه کردهاند، برخی دیگر تلاش کردهاند با پیچشهای داستانی مخاطب را غافلگیر کنند و گروهی نیز از دل پروندههای جنایی به سراغ آسیبشناسی روابط انسانی رفتهاند. «گردنزنی» ساخته سامان سالور را میتوان در دسته سوم قرار داد؛ مجموعهای که در ظاهر با یک قتل و یک معمای جنایی آغاز میشود، اما هرچه جلوتر میرود بیشتر به بررسی روابط پیچیده خانوادگی، رازهای پنهان و تاثیر گذشته بر زندگی امروز شخصیتها تبدیل میشود.
سامان سالور پیش از این بیشتر با آثار سینمایی شناخته میشد؛ فیلمسازی که در کارنامهاش آثاری چون چند کیلو خرما برای مراسم تدفین و سه کام حبس دیده میشود. در بسیاری از آثار او، شخصیتها زیر فشار شرایط دشوار اجتماعی و فردی قرار میگیرند و همین نگاه در «گردنزنی» نیز ادامه پیدا کرده است. تفاوت اینجاست که این بار سامان سالور از قالب سریال استفاده میکند تا فرصت بیشتری برای پرداخت شخصیتها و گسترش روابط میان آنها داشته باشد.
داستان «گردنزنی» از یک مراسم عروسی آغاز میشود؛ موقعیتی که در ظاهر باید سرشار از شادی و آغاز یک زندگی تازه باشد. اما خیلی زود اتفاقی رخ میدهد که همهچیز را تغییر میدهد. مرگ ناگهانی یکی از شخصیتها و شکلگیری یک پرونده جنایی، مسیر داستان را به سمت کشف حقیقت میبرد. با این حال ««گردنزنی» خیلی زود نشان میدهد که علاقه چندانی به تبدیل شدن به یک معمای کلاسیک ندارد. آنچه برای سریال اهمیت بیشتری دارد، واکنش آدمها به این بحران است؛ اینکه چگونه یک حادثه میتواند روابطی را که سالها پایدار به نظر میرسیدند، از هم بپاشد.
یکی از ویژگیهای قابل توجه سریال، ساختار روایی آن است. فیلمنامه تلاش میکند اطلاعات را به شکل تدریجی در اختیار مخاطب قرار دهد. هر قسمت بخشی از گذشته شخصیتها را آشکار میکند و باعث میشود برداشت اولیه مخاطب از آنها تغییر کند. در نتیجه، قضاوت درباره آدمهای داستان هیچوقت ساده نیست. شخصیتی که در ابتدا قربانی به نظر میرسد، ممکن است بعدا جنبههای تاریکتری از خود نشان دهد و فردی که ابتدا متهم به نظر میرسد، ابعاد انسانی بیشتری پیدا کند. در مرکز روایت، چند خانواده قرار دارند که سرنوشتشان به یکدیگر گره خورده است. یکی از نقاط قوت «گردنزنی» همین تلاش برای نشان دادن شبکه پیچیده روابط انسانی است. سریال مدام یادآوری میکند که هیچ اتفاقی در خلأ رخ نمیدهد و تصمیمهای امروز شخصیتها اغلب ریشه در انتخابهای سالهای گذشته دارند. همین نگاه باعث میشود داستان صرفا درباره یک قتل نباشد، بلکه به روایتی درباره اعتماد، خیانت، پنهانکاری و پیامدهای انتخابهای اشتباه تبدیل شود.
فضاسازی «گردنزنی» نیز یکی از ویژگیهای مهم آن است. سامان سالور مانند بسیاری از آثار سینماییاش علاقه دارد از فضا برای روایت استفاده کند. خانهها، راهروها، اتاقهای بسته و محیطهای خانوادگی صرفا لوکیشن نیستند؛ آنها بخشی از جهان داستان محسوب میشوند. بسیاری از صحنهها حس خفگی و ناامنی ایجاد میکنند؛ گویی شخصیتها در محیطی زندگی میکنند که رازهای پنهانش هر لحظه ممکن است آشکار شود.
یکی از تفاوتهای «گردنزنی» با برخی آثار جنایی اخیر نمایش خانگی این است که کمتر به خشونت آشکار متکی است. سریال بیشتر روی تنش روانی و تعلیق عاطفی سرمایهگذاری میکند. مخاطب مدام احساس میکند حقیقتی پنهان وجود دارد که هنوز آشکار نشده است. این رویکرد باعث میشود سریال بیشتر به یک درام خانوادگی جنایی نزدیک شود تا یک تریلر اکشن یا پلیسی. البته این انتخاب نقاط ضعف خاص خود را نیز دارد. برخی مخاطبان که انتظار یک روایت پرشتاب و سرشار از غافلگیریهای مداوم را دارند، ممکن است ریتم سریال را در بعضی قسمتها کند ارزیابی کنند. «گردنزنی» در چند بخش زمان زیادی را صرف پرداخت روابط شخصیتها میکند و همین موضوع گاهی باعث افت موقت ضرباهنگ داستان میشود. با این حال برای مخاطبانی که به شخصیتپردازی و درام علاقه دارند، همین ویژگی میتواند یکی از نقاط قوت اثر باشد. نکته مهم دیگر این است که سریال تلاش میکند از دوگانه ساده خیر و شر فاصله بگیرد. تقریبا هیچکدام از شخصیتها کاملا مثبت یا کاملا منفی نیستند. همه آنها اشتباه میکنند، پنهانکاری دارند و گاهی تصمیمهایی میگیرند که پیامدهای سنگینی به همراه دارد. این نگاه خاکستری باعث شده جهان داستان به واقعیت نزدیکتر شود و شخصیتها از قالب تیپهای آشنا خارج شوند.
از منظر کارگردانی، «گردنزنی» نشان میدهد سامان سالور همچنان به همان دغدغههایی وفادار است که سالها در سینمای او دیدهایم؛ علاقه به آدمهای آسیبدیده، روابط متزلزل انسانی و تاثیر گذشته بر حال. او در این سریال تلاش کرده میان جذابیتهای یک روایت معمایی و عمق یک درام خانوادگی تعادل ایجاد کند. نتیجه شاید در همه لحظات بینقص نباشد، اما در مجموع اثری است که بیش از بسیاری از سریالهای مشابه برای شخصیتهایش وقت میگذارد. واکنش مخاطبان به سریال نیز تا حد زیادی تحت تاثیر همین ویژگیها بوده است. گروهی از بینندگان از فضای رازآلود، بازی بازیگران و پرداخت خانوادگی داستان استقبال کردند و گروهی دیگر ریتم کندتر روایت را یکی از نقاط ضعف آن دانستند. با این حال کمتر کسی منکر این شد که «گردنزنی» تلاش میکند مسیر متفاوتی نسبت به بسیاری از آثار جنایی رایج در نمایش خانگی طی کند.
در نهایت، «گردنزنی» را میتوان اثری دانست که بیشتر از آنکه به دنبال شوکه کردن مخاطب باشد، میخواهد او را درگیر آدمهایش کند. سریالی که از دل یک قتل و یک راز خانوادگی آغاز میشود، اما به تدریج به روایتی درباره اعتماد، گذشته، روابط پیچیده انسانی و هزینه پنهانکاری تبدیل میشود. اگر به آثاری علاقه دارید که در کنار معما و تعلیق، روی شخصیتها و روابط آنها نیز تمرکز کنند، «گردنزنی» میتواند یکی از گزینههای قابل توجه نمایش خانگی باشد.
سریال «گردنزنی» را بدون تهیه اشتراک، از روبیکا تماشا کنید.
عوامل سریال «گردنزنی»:
- کارگردان: سامان سالور
- نویسنده: زامیاد سعدوندیان
- بازیگران: کیسان دیباج، الیکا ناصری، رویا نونهالی، سمیرا حسنپور، الهام پاوهنژاد، حسن معجونی، مهدی حسینینیا، مهران غفوریان، ترلان پروانه، محمد ولیزادگان، پوریا رحیمی سام، پژمان بازغی، بهنام تشکر
- تهیهکننده: علی قربانزاده