فیلم «گیلانه» ساخته مشترک رخشان بنیاعتماد و محسن عبدالوهاب، از آن دست آثاری است که جنگ را نه در میدان نبرد، بلکه در خانهها، بدنها و زندگی روزمره انسانها روایت میکند. این فیلم در سال ۱۳۸۳ ساخته شد و از همان ابتدا نشان داد که قرار نیست یک روایت حماسی یا شعاری از جنگ ارائه دهد؛ بلکه تمرکز آن بر پیامدهای انسانی و فرساینده جنگ در دل یک خانواده است.
داستان فیلم درباره زنی به نام گیلانه است؛ مادری گیلانی که در سالهای جنگ، در شرایطی سخت از فرزند جانباز خود مراقبت میکند. او در کنار دخترش سیگل، درگیر زندگیای است که هر روز آن، ادامه یک رنج طولانی است. فرزند خانواده در اثر جنگ دچار آسیب جدی شده و همین مسئله، تمام ساختار زندگی آنها را تحت تأثیر قرار داده است. فیلم «گیلانه» بهجای آنکه بر خود جنگ تمرکز کند، روی «بعد از جنگ» مکث میکند؛ جایی که زخمها باقی ماندهاند اما خبری از میدان نبرد نیست. این نگاه باعث میشود فیلم بیش از هر چیز به یک درام انسانی تبدیل شود؛ درامی که در آن بدن انسان، خانه و زمان، هر سه درگیر فرسایشاند.
رخشان بنیاعتماد و محسن عبدالوهاب در کارگردانی اثر، به سمت روایتی کاملاً واقعگرایانه حرکت کردهاند. دوربین فیلم اغلب در فاصلهای نزدیک به شخصیتها قرار دارد و اجازه میدهد جزئیات زندگی روزمره، بار اصلی روایت را به دوش بکشند. هیچ اغراقی در نمایش رنج وجود ندارد؛ همهچیز آرام، مداوم و واقعی پیش میرود. یکی از مهمترین ویژگیهای فیلم، تمرکز بر «مادر» بهعنوان محور روایت است. گیلانه نه یک قهرمان اسطورهای، بلکه زنی معمولی است که در شرایطی غیرمعمول قرار گرفته است. او نه از رنج فرار میکند و نه آن را بزرگنمایی میکند؛ فقط آن را زندگی میکند. همین نگاه، شخصیت او را به یکی از ماندگارترین چهرههای مادرانه در سینمای ایران تبدیل کرده است. در کنار او، رابطه مادر و فرزند یکی از ستونهای اصلی فیلم را شکل میدهد. مراقبت، خستگی، امید و تکرار روزها، همه در این رابطه خلاصه میشوند. فیلم نشان میدهد چگونه عشق مادرانه میتواند در عین قدرت، فرسودهکننده نیز باشد؛ عشقی که هم نگه میدارد و هم میسوزاند.
فاطمه معتمدآریا در نقش گیلانه، یکی از درخشانترین بازیهای کارنامه خود را ارائه میدهد. او شخصیتی را خلق میکند که در عین سادگی، بسیار پیچیده است؛ زنی که همزمان هم قوی است و هم فرسوده، هم امیدوار است و هم خسته. بازی او کاملاً درونی و بدون اغراق است و بخش مهمی از بار احساسی فیلم را حمل میکند. بهرام رادان در نقش فرزند جانباز، تصویری متفاوت و تلخ از پیامدهای جنگ ارائه میدهد؛ شخصیتی که بدنش درگیر جنگ است، اما زندگیاش همچنان ادامه دارد. این حضور، یکی از مهمترین بخشهای انسانی فیلم را شکل میدهد. باران کوثری نیز در نقش سیگل، لایهای جوانتر و ناظر به روایت اضافه میکند؛ شخصیتی که میان ماندن و رفتن، میان مسئولیت و زندگی شخصی در نوسان است. این تضاد نسلی، به فیلم عمق بیشتری میدهد. ژاله صامتی، شاهرخ فروتنیان و دیگر بازیگران مکمل نیز هرکدام بخشی از جهان کوچک اما سنگین فیلم را کامل میکنند؛ جهانی که در آن هیچ لحظهای کاملاً سبک نیست.
از نظر ساختار روایی، «گیلانه» فیلمی آرام و اپیزودیک است. روایت بهجای حرکت سریع، بر تکرار روزها و استمرار رنج تأکید دارد. همین ریتم آهسته، به مخاطب اجازه میدهد با فضای فیلم همزیستی کند، نه صرفاً آن را تماشا. فیلم درباره «تداوم رنج» است؛ رنجی که پایان ندارد و فقط شکلش تغییر میکند. جنگ تمام شده، اما اثر آن هنوز در بدنها، ذهنها و روابط انسانی ادامه دارد. «گیلانه» دقیقاً روی همین استمرار مکث میکند. از نظر فضاسازی، فیلم با استفاده از محیطهای ساده و خانگی، حس واقعگرایی را تقویت میکند. خانه در این فیلم فقط یک مکان نیست، بلکه یک میدان دائمی مراقبت، خستگی و زندگی است.
«گیلانه» را میتوان یکی از صادقانهترین و انسانیترین فیلمهای مرتبط با جنگ در سینمای ایران دانست؛ اثری که به جای قهرمانسازی، به سراغ انسانهای واقعی میرود و نشان میدهد جنگ، حتی پس از پایان، در زندگی بعضی آدمها ادامه دارد.
«گیلانه» را بدون تهیه اشتراک، از روبیکا تماشا کنید.
عوامل فیلم «گیلانه»:
- کارگردان: رخشان بنیاعتماد، محسن عبدالوهاب
- نویسنده: رخشان بنیاعتماد، فرید مصطفوی، محسن عبدالوهاب
- بازیگران: فاطمه معتمدآریا، بهرام رادان، باران کوثری، ژاله صامتی، شاهرخ فروتنیان، مجید بهرامی، نیره فراهانی
- تهیهکننده: سعید سعدی