اگر قرار باشد سینمای اصغر فرهادی را در یک جمله توصیف کنیم، شاید بهترین عبارت این باشد: «سینمای پرسشهای بیپاسخ.» فیلمهای او کمتر درباره پیدا کردن حقیقت هستند و بیشتر درباره پیچیدگی حقیقت سخن میگویند؛ جهانی که در آن آدمها نه کاملاً درستاند و نه کاملاً اشتباه. «قهرمان» نیز ادامه همین جهانبینی است، اما این بار فرهادی، علاوه بر روابط انسانی، سراغ مسئلهای میرود که بیش از هر زمان دیگری به زندگی امروز نزدیک است؛ جامعهای که با سرعتی سرسامآور برای آدمها اسطوره میسازد و با همان سرعت، آنها را نابود میکند. «قهرمان» شاید در ظاهر داستان مردی بدهکار باشد که تلاش میکند زندگیاش را از نو بسازد، اما در عمق، فیلم درباره ارزش حقیقت، قدرت رسانه، قضاوت عمومی و شکنندگی آبروی انسان است. این همان نقطهای است که فیلم را به یکی از اجتماعیترین و در عین حال جهانیترین آثار کارنامه اصغر فرهادی تبدیل میکند.
داستان درباره رحیم است؛ مردی که به دلیل ناتوانی در پرداخت بدهی، دوران محکومیت خود را در زندان میگذراند. او در یکی از مرخصیهایش همراه نامزدش کیفی حاوی تعدادی سکه طلا پیدا میکند. تصمیم اولیه میتواند مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر دهد، اما رحیم راه دیگری را انتخاب میکند؛ او تلاش میکند صاحب واقعی سکهها را پیدا کند. همین تصمیم، او را به انسانی تبدیل میکند که رسانهها، خیریهها و جامعه از او تصویری قهرمانانه میسازند. اما همانطور که در تمام آثار فرهادی دیدهایم، هیچ موقعیت اخلاقی ساده باقی نمیماند. هرچه فیلم جلوتر میرود، سؤالهای تازهای شکل میگیرند. آیا رحیم واقعاً همان قهرمانی است که دیگران معرفی میکنند؟ آیا همه حقیقت گفته شده است؟ آیا نیت خوب، همیشه برای قهرمان بودن کافی است؟ و مهمتر از همه، آیا جامعه اصلاً به حقیقت علاقه دارد یا فقط به داستانی که بتواند آن را باور کند؟
اصغر فرهادی استاد تبدیل کردن موقعیتهای ساده به بحرانهای اخلاقی است و «قهرمان» یکی از بهترین نمونههای این مهارت محسوب میشود. او بدون آنکه مخاطب را به سمت پاسخ مشخصی هدایت کند، مدام او را مجبور میکند جای شخصیتها بنشیند و درباره تصمیمهایشان فکر کند. هر انتخاب، پیامدی دارد و هر حقیقتی، میتواند حقیقت دیگری را زیر سؤال ببرد. یکی از مهمترین تفاوتهای «قهرمان» با آثار قبلی فرهادی، حضور پررنگ رسانه و شبکههای اجتماعی در متن روایت است. در فیلمهای ابتدایی او، بحرانها بیشتر در فضای خانواده یا روابط فردی شکل میگرفتند، اما در «قهرمان» جامعه به یکی از شخصیتهای اصلی تبدیل میشود. آبرو دیگر فقط در میان خانواده معنا ندارد؛ اکنون هزاران نفر، بدون شناخت کامل از ماجرا، درباره شخصیت رحیم قضاوت میکنند.
فیلم با دقت نشان میدهد که چگونه افکار عمومی، بیشتر از آنکه به واقعیت علاقه داشته باشد، به روایت علاقه دارد. کافی است روایت جذابی ساخته شود تا یک انسان معمولی به نماد اخلاق تبدیل شود؛ اما همین جامعه، در صورت کوچکترین تردید، همان فرد را به سرعت به جایگاه متهم میفرستد. فرهادی این چرخه را بدون شعار و با خلق موقعیتهایی کاملاً واقعی به تصویر میکشد.
یکی دیگر از ویژگیهای مهم فیلم، نگاه آن به مفهوم «آبرو» است. در جهان «قهرمان»، آبرو سرمایهای است که شاید از پول هم ارزشمندتر باشد. شخصیتها بارها میان حفظ حقیقت و حفظ آبرو گرفتار میشوند و همین تضاد، موتور محرک داستان را شکل میدهد. این مسئله، فیلم را به اثری کاملاً ایرانی تبدیل میکند، اما در عین حال، دغدغههای آن برای مخاطبان سراسر جهان نیز قابل درک است.
امیر جدیدی در نقش رحیم، یکی از بهترین بازیهای کارنامه خود را ارائه میدهد. او شخصیتی را خلق میکند که همدلی مخاطب را برمیانگیزد، اما هیچگاه به قهرمانی مطلق تبدیل نمیشود. بازی او پر از جزئیات است؛ از نگاههای مردد گرفته تا سکوتهای طولانی و واکنشهای کنترلشده. رحیم شخصیتی است که مدام میان صداقت، درماندگی، امید و ناامیدی در نوسان است و جدیدی این پیچیدگی را به شکلی درخشان به تصویر میکشد. محسن تنابنده نیز در نقش بهرام، طلبکار رحیم، یکی از بهترین نقشآفرینیهای مکمل سالهای اخیر سینمای ایران را ارائه میدهد. نکته مهم اینجاست که فیلم حتی او را نیز به یک شخصیت منفی کلیشهای تبدیل نمیکند. بهرام هم دلایل خودش را دارد و همین نگاه خاکستری، از مهمترین ویژگیهای جهان فرهادی است. سحر گلدوست، فرشته صدرعرفایی، سارینا فرهادی و دیگر بازیگران نیز هرکدام بخشی از این جهان پیچیده را کامل میکنند. هیچ شخصیت اضافهای در فیلم وجود ندارد و هر حضور، بخشی از بحران اخلاقی داستان را عمیقتر میکند.
از نظر کارگردانی، فرهادی همچنان به سبک شناختهشده خود وفادار است. دوربین تقریباً نامرئی است و اجازه میدهد مخاطب بدون دخالتهای نمایشی، کاملاً در دل موقعیتها قرار بگیرد. میزانسنهای ساده، لوکیشنهای واقعی و حرکتهای محدود دوربین، حس مستندگونهای به فیلم دادهاند؛ حسی که باعث میشود همه اتفاقات، کاملاً قابل لمس و باورپذیر باشند. فیلمبرداری علی قاضی نیز دقیقاً در خدمت همین واقعگرایی قرار دارد. رنگهای خنثی، قابهای بدون تجمل و نورپردازی طبیعی، فضای زندگی طبقه متوسط و فرودست را بدون اغراق بازآفرینی میکنند. هیچ تصویر چشمگیری صرفاً برای زیبایی خلق نشده؛ همه چیز در خدمت روایت است.
یکی دیگر از دستاوردهای مهم فیلم، شخصیتپردازی فرزند رحیم است. لکنت زبان او صرفاً یک ویژگی ظاهری نیست، بلکه به یکی از استعارههای فیلم تبدیل میشود؛ کودکی که در بیان کلمات مشکل دارد، در جهانی زندگی میکند که بزرگترها نیز دیگر توان بیان حقیقت را ندارند. این جزئیات کوچک، همان چیزی است که سینمای فرهادی را از بسیاری از آثار مشابه متمایز میکند.
«قهرمان» پس از نمایش در جشنواره فیلم کن ۲۰۲۱ با تحسین گسترده منتقدان روبهرو شد و جایزه بزرگ هیئت داوران (Grand Prix)، دومین جایزه مهم این جشنواره، را به دست آورد. این فیلم همچنین بهعنوان نماینده رسمی ایران برای اسکار ۲۰۲۲ در بخش بهترین فیلم بینالمللی معرفی شد و در فهرست کوتاه نهایی اسکار نیز قرار گرفت، هرچند به جمع پنج نامزد نهایی راه پیدا نکرد. موفقیتهای جهانی فیلم بار دیگر جایگاه اصغر فرهادی را بهعنوان یکی از مهمترین فیلمسازان معاصر جهان تثبیت کرد. اما شاید مهمترین موفقیت «قهرمان» نه جوایزش، بلکه توانایی آن در ایجاد گفتوگو باشد. فیلم تا مدتها پس از پایان، ذهن مخاطب را رها نمیکند. آیا رحیم قهرمان بود؟ آیا اشتباه کرد؟ آیا جامعه با او منصفانه رفتار کرد؟ فرهادی هیچ پاسخ قطعیای ارائه نمیدهد، زیرا باور دارد زندگی نیز پاسخ قطعی ندارد.
در نهایت، «قهرمان» فیلمی درباره بدهی مالی نیست؛ درباره بدهی انسان به حقیقت است. درباره جامعهای که بیش از آنکه حقیقت را دوست داشته باشد، به قهرمان احتیاج دارد؛ قهرمانی که بتواند او را تحسین کند، و اگر لازم شد، همان قهرمان را قربانی کند. این همان چرخهای است که فرهادی با ظرافتی مثالزدنی به تصویر میکشد و «قهرمان» را به یکی از ماندگارترین آثار سینمای ایران در دهه اخیر تبدیل میکند.
عوامل فیلم «قهرمان»:
- کارگردان: اصغر فرهادی
- نویسنده: اصغر فرهادی
- بازیگران: امیر جدیدی، محسن تنابنده، سحر گلدوست، فرشته صدرعرفایی، سارینا فرهادی، احسان گودرزی
- تهیهکننده: اصغر فرهادی، الکساندر ماله-گی