در تاریخ سینمای ایران، فیلمهایی که بتوانند قواعد رایج روایت را به چالش بکشند، چندان پرشمار نیستند. بسیاری از آثار شاخص، اگرچه از نظر داستان یا شخصیتپردازی ماندگار بودهاند، اما کمتر فیلمی را میتوان یافت که در فرم، زبان سینمایی و شیوه روایت تا این اندازه جسور باشد. «ماهی و گربه» ساخته شهرام مکری دقیقاً یکی از همین آثار است؛ فیلمی که نهتنها یکی از متفاوتترین تجربههای سینمای ایران، بلکه یکی از خلاقانهترین فیلمهای دهه ۲۰۱۰ در سینمای جهان محسوب میشود. «ماهی و گربه» بیش از آنکه یک فیلم ترسناک یا معمایی باشد، یک تجربه سینمایی است؛ تجربهای که مخاطب را وادار میکند مفهوم زمان، روایت و حتی شیوه تماشای فیلم را از نو تعریف کند. این فیلم نه با پیچشهای داستانی، بلکه با ساختار روایی منحصربهفرد خود شگفتزده میکند؛ ساختاری که باعث شده نام «ماهی و گربه» در بسیاری از محافل سینمایی جهان بهعنوان نمونهای کمنظیر از سینمای فرمالیستی مطرح شود.
داستان فیلم الهامگرفته از یکی از مشهورترین پروندههای جنایی ایران است؛ ماجرایی که سالها پیش درباره رستورانی کنار جاده و شایعات مربوط به ناپدید شدن مسافران شکل گرفت. اما شهرام مکری هرگز قصد بازسازی آن پرونده را ندارد. او از این ایده تنها بهعنوان نقطه آغاز استفاده میکند تا جهانی کاملاً سینمایی و رازآلود خلق کند؛ جهانی که در آن ترس، بیش از آنکه از خشونت ناشی شود، از ابهام و انتظار سرچشمه میگیرد. روایت درباره گروهی از دانشجویان است که برای شرکت در مسابقه بادبادکها به منطقهای جنگلی و دورافتاده سفر میکنند. همزمان، چند مرد مرموز در اطراف همان منطقه حضور دارند و رفتارشان بهتدریج حس ناامنی و اضطراب را در مخاطب ایجاد میکند. از این نقطه، فیلم بهجای حرکت در مسیر کلاسیک یک تریلر، وارد بازی پیچیدهای با زمان، مکان و روایت میشود.
مهمترین ویژگی «ماهی و گربه» بدون تردید اجرای آن در قالب یک پلان-سکانس بلند است. اگرچه در پشت صحنه از ترفندهای فنی برای اتصال بخشهای مختلف استفاده شده، اما فیلم برای مخاطب بهصورت یک برداشت پیوسته دیده میشود؛ تصمیمی که صرفاً یک نمایش تکنیکی نیست، بلکه مستقیماً با مفهوم فیلم ارتباط دارد. در این ساختار، دوربین مدام میان شخصیتها حرکت میکند، از یک گروه جدا میشود و به گروهی دیگر میپیوندد، دوباره به شخصیتهای قبلی بازمیگردد و گاهی حتی زمان را دور میزند. نتیجه، روایتی است که نه خطی است و نه دایرهای؛ بلکه شکلی مارپیچ دارد. مخاطب بارها احساس میکند اتفاقی را قبلاً دیده، اما این بار از زاویهای دیگر یا در زمانی متفاوت آن را تجربه میکند. شهرام مکری با این شیوه، مفهوم زمان را به بازی میگیرد. در «ماهی و گربه»، زمان نه رو به جلو حرکت میکند و نه کاملاً تکرار میشود؛ بلکه مانند موجی دائماً در حال بازگشت و تغییر است. همین ویژگی باعث شده بسیاری از منتقدان، فیلم را اثری نزدیک به سینمای تجربی و حتی فلسفی بدانند.
نکته جالب اینجاست که فیلم هیچ عجلهای برای پاسخ دادن به پرسشهای مخاطب ندارد. برعکس، هرچه جلوتر میرود، ابهام بیشتری ایجاد میکند. آیا شخصیتها واقعاً در یک چرخه زمانی گرفتار شدهاند؟ آیا آنچه میبینیم واقعیت است یا ذهن شخصیتها؟ آیا اصلاً قرار است پاسخی قطعی وجود داشته باشد؟ مکری عامدانه این پرسشها را بیپاسخ میگذارد، زیرا هدف او حل معما نیست؛ بلکه درگیر کردن ذهن مخاطب با ماهیت روایت است.
از نظر کارگردانی، «ماهی و گربه» یک دستاورد خیرهکننده محسوب میشود. هماهنگی میان بازیگران، فیلمبردار، صدابردار و تمام عوامل تولید در اجرای چنین ساختاری، نیازمند برنامهریزی دقیق و تمرینهای فراوان بوده است. کوچکترین اشتباه میتوانست کل برداشت را از بین ببرد، اما نتیجه نهایی چنان روان و طبیعی است که مخاطب بهتدریج وجود دوربین را فراموش میکند. فیلمبرداری محمود کلاری، یکی از مهمترین ارکان موفقیت فیلم است. حرکت مداوم دوربین در میان جنگل، دشت، چادرها و شخصیتها، بدون آنکه حس تصنعی ایجاد کند، تجربهای کمنظیر در سینمای ایران به وجود آورده است. دوربین نه صرفاً ثبتکننده وقایع، بلکه خود بخشی از روایت است؛ گویی شخصیت نامرئی دیگری است که آزادانه میان آدمها حرکت میکند. طراحی صدا نیز نقشی اساسی در خلق فضای فیلم دارد. صدای باد، خشخش برگها، صدای دوردست انسانها و سکوتهای طولانی، همگی جای موسیقی پررنگ را گرفتهاند. مکری بهخوبی میداند که در چنین فضایی، سکوت گاهی از هر موسیقیای ترسناکتر است.
بازیگران فیلم، از جمله بابک کریمی، سعید ابراهیمیفر، سیاوش چراغیپور، پدرام شریفی، ندا جبرائیلی و دیگر اعضای گروه، بازیهایی کاملاً هماهنگ با سبک فیلم ارائه میدهند. در «ماهی و گربه» خبری از بازیهای اغراقآمیز نیست؛ همه چیز در خدمت حفظ واقعگرایی و تداوم جریان روایت قرار دارد.
در لایهای عمیقتر، فیلم درباره ترس نیست؛ درباره «انتظار برای ترس» است. مخاطب تقریباً از همان ابتدای فیلم احساس میکند اتفاقی هولناک در راه است، اما فیلم بارها این انتظار را به تعویق میاندازد. همین تعویق دائمی، تعلیقی کمنظیر خلق میکند که تا پایان ادامه دارد. از سوی دیگر، «ماهی و گربه» را میتوان تأملی درباره چرخه تکرار نیز دانست. شخصیتها مدام به مکانهایی بازمیگردند که قبلاً دیدهاند، گفتوگوهایی تکرار میشوند و زمان، گویی در حلقهای بیپایان گرفتار شده است. این تکرار، نهتنها ساختار روایت، بلکه معنای فیلم را نیز شکل میدهد.
فیلم پس از نمایش در هفتاد و یکمین جشنواره بینالمللی فیلم ونیز، جایزه مهم بخش افقها برای نوآوری در محتوا (Venice Horizons Award for Innovative Content) را دریافت کرد؛ موفقیتی که توجه بسیاری از منتقدان و برنامهریزان جشنوارههای بینالمللی را به سینمای شهرام مکری جلب کرد. از آن زمان، «ماهی و گربه» در فهرست بسیاری از منتقدان بهعنوان یکی از خلاقانهترین آثار سینمای معاصر ایران قرار گرفته است.
شاید مهمترین ویژگی «ماهی و گربه» این باشد که پس از پایان نیز تمام نمیشود. فیلم در ذهن مخاطب ادامه پیدا میکند و او را وادار میکند دوباره به ساختار، جزئیات و ارتباط میان شخصیتها فکر کند. کمتر فیلم ایرانی توانسته تا این اندازه بر فرم تکیه کند، بیآنکه از معنا فاصله بگیرد. «ماهی و گربه» فقط یک فیلم نیست؛ آزمایشی درباره امکانات بیپایان زبان سینماست. اثری که نشان میدهد هنوز هم میتوان با جسارت، خلاقیت و اعتماد به مدیوم، تجربهای کاملاً تازه خلق کرد. شهرام مکری با این فیلم ثابت کرد که سینمای ایران فقط در روایتهای اجتماعی خلاصه نمیشود و میتواند در عرصه نوآوری فرمی نیز حرفهای بزرگی برای گفتن داشته باشد.
عوامل فیلم «ماهی و گربه»:
- کارگردان: شهرام مکری
- نویسنده: شهرام مکری
- بازیگران: بابک کریمی، سعید ابراهیمیفر، سیاوش چراغیپور، پدرام شریفی، ندا جبرائیلی
- تهیهکننده: سپهر سیفی