در سینمای مسعود کیمیایی، «اعتراض» جای عجیبی دارد. نه میشود آن را کاملا در امتداد سینمای کلاسیک او قرار داد و نه میشود گفت کیمیایی در این فیلم از قهرمانان و جهان آشنای خودش فاصله گرفته است. فیلم در سال ۱۳۷۸ ساخته شده، اما بیشتر از آنکه درباره یک دوره تاریخی مشخص باشد، درباره یک وضعیت اجتماعی است؛ وضعیتی که نسل قدیمیتر هنوز با واژههایی مثل رفاقت، غیرت، خانواده و وفاداری زندگی میکند و نسل جوانتر، همان واژهها را زیر سوال برده است. همین برخورد، «اعتراض» را به یکی از فیلمهای قابل توجه کیمیایی در دوره پس از انقلاب تبدیل میکند؛ فیلمی که خشمش فقط در دعوا و درگیری خلاصه نمیشود، بلکه در شکاف میان آدمها جریان دارد.
داستان با امیرعلی فرمانزاد شروع میشود؛ مردی که پس از دوازده سال زندان آزاد شده و قرار است به زندگیای برگردد که در نبود او تغییر کرده است. این بازگشت، یکی از مهمترین ایدههای فیلم است. امیرعلی از زندان بیرون میآید، اما انگار زمان برای او متوقف شده و جامعه در این دوازده سال مسیر دیگری رفته است. آدمهایی که میشناخته تغییر کردهاند، روابط خانوادگی شکل دیگری گرفتهاند و حتی معیارهایی که زمانی برایش روشن بوده، دیگر به همان سادگی قابل دفاع نیستند. او از یک زندان بیرون آمده، اما وارد زندانی بزرگتر شده که دیوارهایش دیده نمیشوند.
کیمیایی این تضاد را با شخصیت امیرعلی بسیار خوب پیش میبرد. او مردی متعلق به جهان قدیمیتر است؛ جهانی که در آن، رفاقت و وفاداری معنای سنگینی دارند و بعضی مرزها نباید شکسته شوند. اما حالا با نسلی روبهرو می شود که زبانش با او فرق دارد. امیرعلی نمیتواند بهراحتی بفهمد چرا جوانترها مثل او فکر نمیکنند و چرا چیزهایی که برای او قطعی و بدیهی بوده، برای آنها قابل بحث است. همین ناتوانی، شخصیت را از یک قهرمان کلیشهای کیمیایی جدا میکند. امیرعلی اگرچه هنوز همان صلابت آشنای قهرمانهای کیمیایی را دارد، اما در برابر زمان، کاملا مسلط نیست.
داریوش ارجمند در نقش امیرعلی، یکی از ستونهای اصلی فیلم است. بازی او به شخصیت، وزن میدهد و مهمتر از آن، نوعی اقتدار فرسوده را منتقل میکند. امیرعلی وقتی حرف میزند، هنوز همان مردی است که میخواهد تکلیف چیزها را روشن کند، اما پشت این اقتدار، یک سردرگمی جدی وجود دارد. ارجمند این تناقض را با نگاه و مکث و لحن بازیاش منتقل میکند و به همین دلیل، امیرعلی فقط یک مرد خشن و سنتی نیست. او آدمی است که ناگهان متوجه شده قواعد دنیایی که با آن بزرگ شده، دیگر به تنهایی برای فهمیدن جهان کافی نیست. در سوی دیگر، محمدرضا فروتن در نقش رضا قرار دارد؛ شخصیتی که نماینده نسل جوانتر است و بخش مهمی از کشمکش فکری فیلم از طریق او شکل میگیرد. رضا درگیر رابطهای با لادن است، اما این رابطه در بستری شکل میگیرد که اختلاف طبقاتی، نگاه خانواده و مناسبات اجتماعی روی آن سایه انداختهاند. فیلم از طریق رضا، مسئلهای را مطرح میکند که فراتر از یک رابطه عاشقانه است: آیا نسل تازه قرار است همان مسیر نسل قبل را ادامه دهد یا میخواهد قواعد خودش را بنویسد؟ فروتن این سرکشی را با نوعی شکنندگی همراه میکند و همین باعث میشود رضا صرفا یک جوان معترض و پرخاشگر نباشد. پارسا پیروزفر در نقش قاسم هم بخشی از همین فضای نسلی را کامل میکند. حضور او در کنار رضا و دیگر جوانهای فیلم، تصویری از گروهی میسازد که به جهان اطرافشان اعتماد کامل ندارند و برای پیدا کردن جای خودشان، مدام با نسل قبل اصطکاک پیدا میکنند. «اعتراض» در اینجا بیشتر از آنکه درباره یک قهرمان واحد باشد، درباره برخورد چند نوع نگاه است. امیرعلی، رضا و قاسم هر کدام از نقطهای متفاوت به یک جامعه نگاه می کنند و همین چندصدایی، فیلم را از یک داستان انتقام یا درگیری خانوادگی فراتر میبرد.
اما نقطه مهم دیگری که «اعتراض» را جذاب میکند، رابطه امیرعلی با محسن دربندی است. محسن، همسلولی امیرعلی در زندان، پیش از آزادی از او میخواهد طلبی را از مردی در بیرون بگیرد و از زنی به نام منیژه مجدی حمایت کند. این درخواست، امیرعلی را وارد مسیری میکند که گذشته و حال را به هم پیوند میدهد. مهدی فتحی در نقش محسن، حضور کوتاه اما موثری دارد و همان فضای رفاقت قدیمی را وارد فیلم میکند؛ رفاقتی که برای آدمهای نسل امیرعلی چیزی نزدیک به پیمان است، نه یک رابطه معمولی. بیتا فرهی در نقش منیژه مجدی هم در بخش دیگری از فیلم، وجه عاطفی و اجتماعی روایت را پررنگ میکند. منیژه فقط شخصیتی نیست که امیرعلی موظف باشد از او حمایت کند. حضور او باعث میشود امیرعلی با زندگیای روبهرو شود که با تصویری که از جهان در ذهنش داشته، تفاوت دارد. اینجا دوباره همان مسئله اصلی فیلم برمیگردد: آدمی که سالها از جامعه دور بوده، حالا باید بدون داشتن نقشه، در جامعهای تازه برای خودش جایگاه پیدا کند.
کیمیایی برای ساختن این جهان، از عناصر آشنای سینمای خودش هم استفاده می کند؛ رفاقت، خیابان، مردی که گذشته ای سنگین پشت سر دارد، جوانهایی که عاصیاند و روابطی که میان سنت و تغییر گرفتار شدهاند. اما تفاوت مهم «اعتراض» این است که قهرمان فیلم دیگر در جهانی زندگی نمیکند که جوابها در آن روشن باشند. امیرعلی میتواند با منطق خودش تکلیف بسیاری از مسائل را مشخص کند، اما نمیتواند به همین سادگی با تغییرات نسلی کنار بیاید. همینجاست که فیلم از یک داستان شخصی به تصویری از جامعه تبدیل میشود. عنوان «اعتراض» هم دقیقا از همین جا معنا پیدا میکند. اعتراض در فیلم فقط فریادزدن یا درگیرشدن نیست. رضا و نسل او با سبک زندگی و تصمیمهای خودشان اعتراض میکنند، امیرعلی با خشم و مقاومتش به تغییر اعتراض میکند و حتی رابطههای میان آدمها هم شکلی از اعتراض به قواعدی هستند که از قبل برایشان تعیین شده است. به همین دلیل، عنوان فیلم را میشود هم به نسل جوان نسبت داد و هم به مردی مثل امیرعلی که در برابر دنیای جدید ایستاده است.
یکی از جذاب ترین بخش های فیلم، همین جابهجایی مفهوم اعتراض است. تماشاگر در ابتدا ممکن است تصور کند با فیلمی روبهروست که قرار است اعتراض نسل جوان را به تصویر بکشد، اما هرچه جلوتر میرویم، مشخص میشود امیرعلی هم به شکلی دیگر معترض است. او به جهانی اعتراض دارد که در غیابش تغییر کرده است. به نسلی که دیگر مثل او فکر نمیکند. به رابطههایی که دیگر قواعد قدیمی را رعایت نمیکنند. به این واقعیت که دوازده سال زندان فقط بخشی از زندگی او را از او نگرفته، بلکه او را از زمانه خودش جدا کرده است. این نکته، «اعتراض» را به فیلمی درباره زمان هم تبدیل میکند. امیرعلی از زندان بیرون میآید، اما زمان برای هیچکس منتظر نمانده است. رضا بزرگ شده، روابط تغییر کرده، نگاهها عوض شده و حتی مفهوم قدرت و اقتدار هم شکل دیگری پیدا کرده است. امیرعلی میخواهد با ابزارهای گذشته، مسئلههای امروز را حل کند و همین تلاش، یکی از ریشههای اصلی تنش فیلم است. شاید بتوان گفت بزرگترین دشمن امیرعلی در «اعتراض» یک آدم مشخص نیست؛ زمان است.
فیلمبرداری اصغر رفیعیجم در ساختن این فضای شهری نقش مهمی دارد. خیابانها و فضاهای شهری در «اعتراض» صرفا پسزمینه نیستند، بلکه بخشی از جهان شخصیتها هستند. آدمهای فیلم در محیطی زندگی میکنند که خودش پر از تضاد است؛ از یک طرف نشانههای سنت و زندگی خانوادگی دیده میشود و از طرف دیگر، نسل تازهای در حال شکل دادن به سبک زندگی و نگاه خودش است. دوربین هم تلاش میکند این تضاد را در همان فضای شهری ثبت کند. موسیقی مجید انتظامی نیز به فیلم کمک میکند تا فضای عاطفی و پرتنش آن را حفظ کند. موسیقی در «اعتراض» صرفا برای پرکردن فاصله میان صحنهها نیست، بلکه در کنار تصویر و ریتم، به فیلم حال و هوایی جدی و گاهی تلخ میدهد. تدوین محمدرضا موینی هم باعث میشود روایت میان روابط و شخصیتهای مختلف حرکت کند، بدون اینکه مسیر اصلی فیلم کاملا از دست برود.
«اعتراض» از آن فیلمهایی است که باید با فاصله از زمان تولیدش دوباره تماشا شود. در زمان ساخت، فیلم به نسلی نگاه میکرد که در آستانه تغییرات جدی اجتماعی و فرهنگی قرار داشت. امروز، وقتی چند دهه از ساخت آن گذشته، جذابیت فیلم در این است که بخشی از آن اختلافها هنوز قابل فهم است. اختلاف میان نسلها، مسئله فاصله طبقاتی، شکاف میان ارزش های سنتی و خواستههای فردی و پرسش درباره اینکه آدم تا چه اندازه باید مطابق قواعد گذشته زندگی کند، هنوز هم موضوعاتی زندهاند. در عین حال، «اعتراض» فیلمی بی نقص نیست. گاهی زبان دیالوگها بیش از اندازه به جهان آشنای کیمیایی نزدیک میشود و بعضی شخصیتها بیشتر از آنکه کاملا مستقل شکل بگیرند، حامل ایدههای فیلمساز به نظر میرسند. در برخی لحظات هم روایت به جای آنکه اجازه دهد موقعیت خودش حرف بزند، مستقیما روی مفهوم مورد نظر تاکید میکند. اما این ضعفها باعث نمیشوند ارزش اصلی فیلم نادیده گرفته شود. «اعتراض» در بهترین لحظاتش، تصویری زنده از برخورد دو نسل است؛ نسلی که هنوز به گذشته وفادار است و نسلی که میخواهد آینده را با زبان خودش تعریف کند. جذابیت فیلم امروز شاید بیش از هر چیز در همین تضاد باشد. امیرعلی را نمیشود کاملا محکوم کرد، همان طور که نمیشود همه رفتارهای نسل جوان را بی چون و چرا درست دانست. کیمیایی به جای اینکه یک پاسخ قطعی ارائه کند، دو جهان را روبهروی هم میگذارد و اجازه میدهد تماشاگر میان آنها حرکت کند. اینجا حتی واژههایی مثل غیرت، رفاقت، آزادی و عشق هم معنای یکسانی ندارند. هر نسل، آنها را از زاویه خودش میبیند و همین تفاوت، موتور اصلی درام است.
«اعتراض» در کارنامه مسعود کیمیایی، فیلمی مهم است چون قهرمان کلاسیک کیمیایی را وارد دورهای میکند که دیگر برای قهرمان بودن، فقط داشتن رفیق و مرام کافی نیست. امیرعلی از زندان بیرون آمده و هنوز همان قواعد را با خودش آورده، اما جامعه تغییر کرده است. قهرمان قدیمی حالا باید با نسلی روبهرو شود که حاضر نیست لزوما از او پیروی کند. همین برخورد، به فیلم کیفیتی انتقالی میدهد؛ انگار کیمیایی همزمان دارد از جهان قدیمی خودش دفاع میکند و میبیند که آن جهان دیگر مثل گذشته جواب نمیدهد. شاید به همین دلیل باشد که «اعتراض» را بتوان یکی از آثار قابل تامل کیمیایی در دوره متاخرتر کارنامهاش دانست. فیلم هنوز رگههای سینمای آشنای او را دارد، اما موضوع اصلیاش دیگر فقط مردانگی و رفاقت نیست. این بار مسئله، شکاف است؛ شکاف میان گذشته و امروز، میان پدر و پسر، میان تجربه و جوانی، میان آنچه یک نسل درست میداند و آنچه نسل بعدی حاضر نیست بپذیرد. و در نهایت، «اعتراض» فیلمی درباره آدمهایی است که هر کدام به شکلی میگویند «نه». امیرعلی به تغییر زمانه نه میگوید، رضا به قواعدی که برایش تعیین شده نه میگوید و رابطههای فیلم هم مدام در برابر نظم موجود مقاومت میکنند. اما فیلم در نهایت نشان میدهد که اعتراض فقط بلندتر حرف زدن نیست. گاهی اعتراض، تلاش برای پیدا کردن جای خودت در جهانی است که دیگر شبیه گذشته نیست. کیمیایی در «اعتراض» همین لحظه را ثبت کرده است؛ لحظهای که قهرمان قدیمی در خیابانهای زمانه جدید راه میرود و میفهمد شاید سختترین مبارزه، نه مبارزه با دیگری، بلکه پذیرفتن تغییر باشد.
«اعتراض» برای تماشاگرانی که به سینمای مسعود کیمیایی، شخصیتهای زخمی، قصههای رفاقت و درگیری میان سنت و مدرنیته علاقه دارند، هنوز فیلم قابلتوجهی است. اگر «قیصر» و «گوزنها» را به خاطر جهان قهرمانهای سرسخت و مناسبات اخلاقیشان دوست داشتهاید، «اعتراض» فرصتی است برای دیدن همان جهان در برخورد با نسلی تازه. اینجا دیگر خبری از یک قهرمان کاملا مسلط بر جهان اطرافش نیست؛ مردی را میبینیم که برگشته، اما باید بفهمد در جامعهای که تغییر کرده، هنوز کجای قصه ایستاده است.
- کارگردان: مسعود کیمیایی
- نویسنده: مسعود کیمیایی
- بازیگران: محمدرضا فروتن، داریوش ارجمند، میترا حجار، پارسا پیروزفر، بیتا فرهی، پولاد کیمیایی، رامین پرچمی، شیلا خداداد، رامبد شکرابی، مانی رهنما، پرستو صالحی، مهدی فتحی، سیدحسام نواب صفوی
- تهیهکننده: سیدضیاء هاشمی