**در میان فیلمهای مسعود کیمیایی، «رد پای گرگ» جایگاهی خاص دارد؛ فیلمی که در سال ۱۳۷۰ ساخته شد، در یازدهمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و بعدها، پس از حدود یک سال و نیم و با حذف بخشهایی از آن، در ۱۶ شهریور ۱۳۷۳ روی پرده رفت. از همان ابتدا روشن بود که با اثری مواجهیم که قرار نیست در مسیر رایج سینمای آن سالها حرکت کند؛ فیلمی که هم به جهان همیشگی کیمیایی وفادار است و هم در دل زمانهای تازه، زخمی تازه را روایت میکند. «رد پای گرگ» از آن فیلمهایی است که هرچه بیشتر به آن فکر میکنی، بیشتر میفهمی چرا هنوز هم از آن با عنوان یک اثر ماندگار یاد میشود. هسته مرکزی فیلم، همان چیزی است که همیشه در سینمای کیمیایی مهم بوده: رفاقت، خیانت، مرام و زخمی که زمان از میان نمیبرد.
داستان درباره رضاست؛ مردی که پس از بیست سال دوری از رفیق قدیمیاش، صادقخان، برای عروسی پسر او به تهران دعوت میشود؛ اما این دیدار، فقط یک مهمانی نیست، بازگشت یک زخم کهنه است. رضا و صادقخان بیست سال است یکدیگر را ندیدهاند، چون ماجرای عشقی گذشتهای نامعلوم و پر از سوءتفاهم میان آنها مانده است. رضا سه روز پیش از عروسی قدیمش با طلعت به زندان افتاده و پس از انقلاب در شوشتر زندگی کرده؛ حالا به تهران بازمیگردد، به شهری که دیگر شبیه گذشته نیست و او را در وطن خودش بیگانه میکند. همین ایده، «رد پای گرگ» را به فیلمی درباره بازگشت بدل میکند؛ بازگشت به عشق نیمهتمام، بازگشت به رفاقت زخمی، بازگشت به شهری که تغییر کرده و بازگشت به آدمهایی که حالا هرکدام در مسیر دیگری ایستادهاند.
تهران فیلم، تهران آشنا و نوستالژیک کیمیایی است، اما اینبار با لهجهها، مناسبات و طبقهای روبهرو هستیم که قهرمان تکافتاده فیلم را در غربتی عمیق قرار میدهد. خود فیلم و خوانشهای منتقدان هم بر همین نکته تأکید کردهاند: رضا در تهران ابتدای دهه هفتاد، در وطن خود احساس غربت میکند و این غربت، فقط مکانی نیست؛ اخلاقی، عاطفی و تاریخی است. کیمیایی در «رد پای گرگ» همچنان همان فیلمساز صاحبسبک است؛ فیلمسازی که دیالوگ، عکس، مکث و میزانسن را مثل یک امضا به کار میگیرد. نقدهای قدیمی فیلم، بهویژه به این نکته اشاره کردهاند که آغاز فیلم با سکانسی شکل میگیرد که «عصاره» کل اثر است: رضا، طلعت، صادقخان و دیگران در هتل دربند در کنار هماند و دوربین، بهجای توضیح اضافه، با حرکت و مکث، نیمی از حقیقت را پیش چشم ما میگذارد؛ از همانجا معلوم میشود که این فیلم، بیشتر از آنکه درباره رخدادهای بیرونی باشد، درباره حافظه و بازخوانی یک گذشته زخمی است. اینکه کیمیایی بخشی از حقیقت را در همان قاب آغازین پنهان میکند و نیمه دیگر را به سالها بعد میسپارد، از هوشمندانهترین ایدههای روایی فیلم است.
قدرت «رد پای گرگ» فقط در فیلمنامهاش نیست؛ بازیها نیز کاملاً در خدمت این جهاناند. فرامرز قریبیان در نقش رضا یکی از نقشآفرینیهای مهم کارنامهاش را ارائه میدهد و همینطور گلچهره سجادیه در نقش طلعت، منوچهر حامدی در نقش صادقخان، جلال مقدم و سعید پیردوست در نقشهای مکمل، جهان مردانه و زخمی فیلم را کامل میکنند. طبق گزارش فیلمنیوز، نیکی کریمی نیز در این فیلم برای نخستینبار جلوی دوربین کیمیایی رفت و حضورش در کنار ترکیب اصلی، لایهای تازه به فیلم افزود. همین گروه بازیگران باعث شدهاند که فیلم نه صرفاً یک روایت، بلکه یک بازآفرینیِ جمعی از جهان کیمیایی باشد. از نظر فنی هم فیلم یکی از آثار جدی کارنامه کیمیایی است. محمود کلاری فیلمبرداری آن را انجام داده، مهدی رجاییان تدوینگر فیلم است و فریبرز لاچینی موسیقی فیلم را ساخته است؛ ترکیبی که کمک میکند جهان فیلم هم خشن باشد و هم شاعرانه، هم زمینی و هم سرشار از حسرت. همین انتخابهای فنی، بهویژه در کنار طراحی صحنه و دکور خودِ کیمیایی، باعث شده «رد پای گرگ» از نظر تصویر، یکی از فیلمهای خوشساخت و سینمایی او به شمار بیاید.
آنچه فیلم را ماندگار میکند، فقط قصه یا ترکیب بازیگرانش نیست؛ بلکه این است که «رد پای گرگ» نمونهای روشن از سینمایی است که با جهان فکری خودش صادق مانده است. برخی منتقدان همان زمان هم بر این باور بودند که کیمیایی در این فیلم، گذشته و حال را همانطور که میبیند، بیدروغ و بیمصلحتکاری نشان میدهد؛ بعضی دیگر فیلم را ادامهای لجوجانه از شیوه شخصی او میدانستند، اما حتی مخالفان هم نمیتوانستند انکار کنند که با فیلمی کاملاً «کیمیاییوار» روبهرو هستند؛ فیلمی که نه میخواهد باب طبع همه باشد و نه برای خوشآمد زمانه ساخته شده است. همین سرسختیِ مؤلفانه، امروز یکی از دلیلهای اصلی جذابیت دوباره فیلم است. اگر بخواهیم «رد پای گرگ» را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم این فیلم درباره آدمهایی است که فکر میکردند گذشته را جا گذاشتهاند، اما گذشته، مثل رد پای یک گرگ، دوباره پیدایشان میکند. عشقِ نیمهتمام، رفاقتِ زخمی، شهری که تغییر کرده و مردی که با زخمش برمیگردد، همه دست به دست هم میدهند تا یکی از تلخترین و در عین حال نجیبترین فیلمهای مسعود کیمیایی شکل بگیرد؛ فیلمی که هنوز هم هر بار دیده میشود، بیش از قبل اهمیتش را نشان میدهد.
فیلم «رد پای گرگ» را بدون تهیه اشتراک، از روبیکا تماشا کنید.
- کارگردان: مسعود کیمیایی
- نویسنده: مسعود کیمیایی
- بازیگران: فرامرز قریبیان، گلچهره سجادیه، نیکی کریمی، منوچهر حامدی، جلال مقدم، علیرضا ریاحی، امیرحسین خانشهری، سعید پیردوست، پروین فراهانی، کامران باختر، عباس قاجار، محمدولی احمدلو
- تهیهکننده: مرتضی شایسته