«شوکران» از آن فیلمهایی است که هنوز هم با گذشت سالها، تماشاگر را در یک وضعیت دوگانه نگه میدارد. از یک طرف، با یک قصه عاشقانه و پرکشش روبهروست، و از طرف دیگر، آرامآرام به جهانی تاریکتر میرود که در آن عشق، تعهد، خیانت، قضاوت و میل، همه در هم میپیچند. بهروز افخمی در این فیلم، به سراغ موقعیتی میرود که هم ساده است و هم خطرناک: رابطهای که در ظاهر بر پایه احساس و جذابیت شکل میگیرد، اما خیلی زود به میدان بحران اخلاقی و فروپاشی میرسد. «شوکران» در زمان اکرانش یکی از بحثبرانگیزترین فیلمهای دهه هفتاد بود و هنوز هم به عنوان یکی از مهمترین آثار افخمی در ذهن سینمادوستان مانده است.
قدرت اصلی «شوکران» در این است که از یک موقعیت آشنا، یک درام پیچیده میسازد. افخمی به جای آنکه از همان ابتدا قضاوت کند، اجازه میدهد شخصیتها خودشان را آشکار کنند. محمود، نه یک خائن تمامعیار است و نه یک قربانی بیاراده. او مردی است که میان میل، مسئولیت و فرسودگی در نوسان است. سیمین هم فقط همسر رنجدیدهای نیست که باید در برابر خیانت بایستد؛ او زنی است که ناگهان با واقعیتی بسیار دردناک روبهرو میشود و باید در موقعیتی بحرانی، کرامت خود را حفظ کند. مهتاب هم صرفا یک زن اغواگر نیست، بلکه شخصیتی است که لایههایش به تدریج باز میشود و فیلم را بهسوی پیچیدگی بیشتر میبرد. هدیه تهرانی در نقش مهتاب حضوری بسیار مهم دارد. مهتاب یکی از آن شخصیتهایی است که تا مدتی نمیدانیم باید او را چگونه ببینیم. او با سکوت، فاصله و نوع نگاهش، یک فضای رازآلود در فیلم ایجاد میکند. تهرانی این نقش را با کمترین اغراق و بیشترین کنترل بازی میکند و همین، به شخصیتش قدرتی خاص میدهد. او نه یک زن تماما معصوم است و نه یک زن تماما فریبنده. همین خاکستری بودن، شخصیت را جذاب کرده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای «شوکران» این است که در آن، عشق همیشه پاک و نجاتبخش نیست. افخمی با شجاعت نشان میدهد که عشق، اگر در بستری نادرست شکل بگیرد یا با پنهانکاری و دروغ همراه شود، میتواند به نیرویی ویرانگر تبدیل شود. این نگاه، فیلم را از بسیاری از ملودرامهای عاشقانه ایرانی جدا می کند. در «شوکران»، احساسات زیبا نیستند، یا دستکم فقط زیبا نیستند. آنها میتوانند زخمی، خطرناک و آلوده به قدرت و میل هم باشند. افخمی در «شوکران» به خوبی میداند که بحران اصلی، فقط خیانت نیست. خیانت در این فیلم، نشانه یک فرسودگی عمیقتر است. زندگی روزمره، فشارهای شغلی، فاصله عاطفی، نارضایتی پنهان و میل به تجربه چیزی متفاوت، همه دست به دست هم میدهند تا این رابطه شکل بگیرد. فیلم به همین دلیل فقط درباره اخلاق فردی نیست؛ بلکه درباره وضعیت یک طبقه شهری، درباره روابط مدرن و درباره بحرانهایی است که در ظاهر آراماند، اما زیر پوست زندگی جریان دارند.
از نظر کارگردانی، «شوکران» فیلمی است که به لحن خودش کاملا وفادار میماند. افخمی نه به سمت ملودرام اشکآور میرود و نه به دام هیجان سطحی میافتد. او ریتمی آرام اما پیوسته انتخاب میکند که اجازه میدهد تنش از دل رابطهها و گفتوگوها شکل بگیرد. این فیلم از آن دسته آثاری است که سکوت در آن به اندازه دیالوگ مهم است. نگاهها، مکثها و فاصله میان آدمها، همه بار دراماتیک دارند. فیلمبرداری و طراحی صحنه هم در خدمت همین فضای سرد و پرتنش هستند. فضاهای داخلی، خانهها و محل کار، همه در نوعی سکون و بیقراری همزمان قرار دارند. این آرامش ظاهری، درست شبیه خود قصه، مدام تهدید به فروپاشی میشود. موسیقی فیلم هم همین حس را تقویت میکند، بدون آنکه بخواهد احساسات را به زور هدایت کند.
«شوکران» در زمان اکران، با واکنشهای مختلفی روبهرو شد. بعضی آن را یکی از جسورانهترین فیلمهای عاشقانه دهه هفتاد دانستند و بعضی دیگر، به تلخی و فضای خشن آن ایراد گرفتند. اما چیزی که تقریبا همه بر آن اتفاق نظر داشتند، این بود که فیلم، بیپروا و صادق است. افخمی در این اثر، از نشان دادن وجوه ناآرام و پیچیده رابطه انسانی نمیترسد. او میداند که زندگی، فقط از لحظههای روشن و شیرین ساخته نشده و گاهی بخش مهمی از حقیقت، در همان لحظه های دشوار و نامطبوع پنهان است. در کارنامه بهروز افخمی، «شوکران» جایگاهی مهم دارد، چون نشان میدهد او چطور میتواند از یک موقعیت روزمره، یک ملودرام پرتنش و اخلاقی بسازد. فیلم، هم به خاطر بازیهایش، هم به خاطر فیلمنامه و هم به خاطر نگاه بیرحم و در عین حال انسانیاش، هنوز هم تماشایی است. «شوکران» فیلمی است که نه فقط درباره عشق، بلکه درباره قیمت عشق حرف میزند. درباره این که وقتی میل، مسئولیت و حقیقت با هم درگیر میشوند، آدمها تا کجا میتوانند دوام بیاورند. و شاید همین سوال، دلیل ماندگاری فیلم باشد. «شوکران» تماشاگر را با خودش تنها نمیگذارد. بعد از تمام شدنش، هنوز در ذهن میماند و مدام از تو میپرسد که در یک رابطه، مرز میان دوست داشتن و ویران کردن کجاست. همین ویژگی، فیلم را از یک ملودرام معمولی جدا میکند و به آن جایگاهی ماندگار در سینمای ایران میدهد.
- کارگردان: بهروز افخمی
- نویسنده: بهروز افخمی، مینو فرشچی
- بازیگران: فریبرز عربنیا، هدیه تهرانی، محمد صالحعلا، رزیتا غفاری، اکبر معززی، حمیدرضا افشار، نیلا خرم، منوچهر صادقپور
- تهیهکننده: سیدضیا هاشمی