در سینمای ایران، آثار اندکی را میتوان پیدا کرد که با چنین جسارتی به سراغ مفاهیم پیچیدهای مانند ایمان، وسواس مذهبی، احساس گناه و فروپاشی روانی رفته باشند. «پریناز» ساخته بهرام بهرامیان، یکی از همین فیلمهاست؛ اثری که سال ۱۳۸۹ تولید شد، اما به دلیل حساسیتهای پیرامون شخصیت اصلی و نحوه پرداخت آن، سالها از نمایش عمومی بازماند و سرانجام پس از حدود هفت سال، با اصلاحاتی محدود فرصت اکران پیدا کرد. همین سرنوشت پرحاشیه، باعث شد «پریناز» پیش از آنکه روی پرده دیده شود، به یکی از بحثبرانگیزترین فیلمهای سینمای ایران تبدیل شود. اما ارزش واقعی «پریناز» در حاشیههایش خلاصه نمیشود. بهرام بهرامیان در این فیلم، داستانی را روایت میکند که در ظاهر درباره سرپرستی یک کودک است، اما در عمق خود، به روان انسان، باورهای دینی، ترس از گناه و تأثیر وسواس بر روابط خانوادگی میپردازد. او تلاش نمیکند شخصیتهایش را به سفید و سیاه تقسیم کند؛ بلکه انسانهایی را به تصویر میکشد که هرکدام، زیر بار گذشته، اعتقادات و ضعفهای شخصی خود، تصمیمهایی میگیرند که زندگی دیگران را نیز دگرگون میکند.
داستان با مرگ مادر پریناز آغاز میشود؛ دختر بچهای که ناگهان بیپناه میشود و تنها امیدش، خانواده مادری است. اما ورود او به خانه خاله، برخلاف انتظار، آغاز آرامش نیست. خاله که زنی گرفتار وسواسهای فکری و رفتاری است، از پذیرفتن کودک سر باز میزند و همین تقابل، آرامآرام فضای خانه را به میدان کشمکشهای عاطفی، اخلاقی و روانی تبدیل میکند. این نقطه آغاز، بستری فراهم میکند تا فیلم از دل یک اتفاق خانوادگی، به پرسشهایی بسیار عمیقتر برسد.
بزرگترین نقطه قوت «پریناز»، شخصیتپردازی خاله است. او نه شخصیتی شرور است و نه انسانی بیاحساس. اتفاقاً تمام رفتارهایش، از ترسی عمیق سرچشمه میگیرد؛ ترسی که در طول سالها، به وسواس و ناتوانی در برقراری ارتباط طبیعی با جهان اطراف تبدیل شده است. فیلم، با دقت نشان میدهد چگونه وقتی ایمان، جای خود را به ترس و وسواس میدهد، میتواند بهجای آرامش، رنج و انزوا به همراه بیاورد.
فاطمه معتمدآریا یکی از درخشانترین بازیهای کارنامه خود را در این فیلم ارائه میدهد. او شخصیتی را خلق میکند که هر حرکت، هر نگاه و هر سکوتش، لایهای تازه از آشفتگی درونی را آشکار میکند. بازی او هرگز به اغراق نزدیک نمیشود؛ حتی در شدیدترین لحظات روانی، شخصیت همچنان واقعی و باورپذیر باقی میماند. همین اجرای پیچیده، یکی از مهمترین دلایلی بود که فیلم در زمان تولید، بحثهای فراوانی درباره نحوه نمایش این شخصیت برانگیخت. در کنار او، حضور مصطفی زمانی، طناز طباطبایی، فرهاد آئیش، حمید فرخنژاد، شبنم قلیخانی و امیرحسین فتحی، به فیلم غنا میبخشد. هر شخصیت، نماینده نوعی نگاه متفاوت به خانواده، اعتقاد و مسئولیت است و همین تنوع، باعث میشود فیلم تنها بر یک شخصیت متمرکز نماند، بلکه تصویری گستردهتر از یک خانواده در حال فروپاشی ارائه دهد.
یکی از ویژگیهای مهم فیلمنامه بابک کایدان، پرهیز از قضاوت مستقیم است. او شخصیتها را محکوم نمیکند، بلکه شرایط آنها را به نمایش میگذارد. مخاطب، بارها میان همدلی و انتقاد نسبت به شخصیتها جابهجا میشود و همین ابهام اخلاقی، فیلم را از یک درام معمولی فراتر میبرد. بهرام بهرامیان نیز در کارگردانی، فضایی خلق میکند که از همان ابتدا، اضطراب را به مخاطب منتقل میکند. خانهای که قرار است محل امنیت باشد، به فضایی پر از تردید، سکوت و تنش تبدیل میشود. دوربین، بیشتر اوقات در فاصلهای نزدیک به شخصیتها حرکت میکند و همین نزدیکی، مخاطب را وارد جهان ذهنی آنها میکند؛ جهانی که مرز میان واقعیت، ترس و خیال در آن، آرامآرام کمرنگ میشود. طراحی صحنه و نورپردازی نیز کاملاً در خدمت فضای فیلم قرار گرفتهاند. رنگهای سرد، خانهای که بیش از آنکه گرم و خانوادگی باشد، حس انزوا ایجاد میکند و قابهایی که شخصیتها را در گوشههای تصویر قرار میدهند، همگی احساس فشار روانی را تقویت میکنند. این انتخابهای بصری، بدون آنکه خودنمایی کنند، به شکل مؤثری در خدمت روایت قرار گرفتهاند.
«پریناز» درباره کودکی است که ناخواسته وارد دنیای بزرگترهایی میشود که هرکدام با بحرانهای حلنشده خود زندگی میکنند. پریناز، بیش از آنکه شخصیت اصلی باشد، آینهای است که زخمهای پنهان اطرافیان را آشکار میکند. حضور او، باعث نمیشود شخصیتها تغییر کنند؛ بلکه آنچه را سالها در وجودشان پنهان مانده، نمایان میسازد. فیلم همچنین نگاهی تأملبرانگیز به مفهوم خانواده دارد. خانواده در «پریناز»، پناهگاهی امن نیست؛ بلکه مجموعهای از انسانهای آسیبدیده است که هرکدام به شیوهای، از برقراری ارتباط سالم ناتوان شدهاند. همین نگاه، اثر را به یکی از تلخترین درامهای خانوادگی سینمای ایران تبدیل میکند.
یکی از دلایل ماندگاری «پریناز»، شجاعت آن در ورود به حوزهای است که کمتر فیلمسازی در سینمای ایران به آن نزدیک شده است. فیلم، نه اعتقاد را زیر سؤال میبرد و نه باورهای دینی را نقد میکند؛ بلکه درباره سوءبرداشت و وسواس سخن میگوید. این تمایز ظریف، مهمترین وجه تمایز اثر با بسیاری از فیلمهای اجتماعی همدوره خود است. سالها توقیف، باعث شد «پریناز» دیرتر از زمان مناسب خود به مخاطب برسد، اما همین فاصله زمانی نیز نتوانست ارزشهای هنری آن را کمرنگ کند. بسیاری از منتقدان، پس از اکران، بازی فاطمه معتمدآریا، فیلمنامه و نگاه متفاوت فیلم به مسائل روانشناختی و اجتماعی را از مهمترین نقاط قوت آن دانستند و آن را یکی از آثار کمتر دیدهشده اما ارزشمند سینمای دهه هشتاد و نود ایران ارزیابی کردند.
«پریناز» را نمیتوانیم فیلمی درباره یک کودک یا یک خانواده بدانیم؛ بلکه درباره ترسهایی است که اگر درمان نشوند، میتوانند عشق، امنیت و آرامش را از میان ببرند. بهرام بهرامیان با این اثر، یکی از جسورانهترین فیلمهای کارنامه خود را ساخت؛ درامی روانشناختی و اجتماعی که هنوز هم، سالها پس از تولید، قدرت تأثیرگذاری و برانگیختن گفتوگو را حفظ کرده است.
عوامل فیلم «پریناز»:
- کارگردان: بهرام بهرامیان
- نویسنده: بابک کایدان
- بازیگران: امیرحسین فتحی، فاطمه معتمدآریا، طناز طباطبایی، فرهاد آئیش، مصطفی زمانی، حمید فرخنژاد، شبنم قلیخانی
- تهیهکننده: محمد نجیبی