در کارنامه مجید مجیدی، کودکان همیشه جایگاه ویژهای داشتهاند. از «بچههای آسمان» و «به رنگ خدا» گرفته تا «آواز گنجشکها»، او بارها تلاش کرده جهان را از زاویه نگاه کسانی روایت کند که معمولا کمتر دیده میشوند. اما «خورشید» در میان آثار او تفاوت مهمی دارد. اگر فیلمهای قبلی مجید مجیدی اغلب رنگ و بوی شاعرانهتری داشتند، اینجا با اثری روبهرو هستیم که واقعیت تلخ زندگی کودکان کار را بیپردهتر از همیشه به تصویر میکشد. نتیجه، یکی از مهمترین فیلمهای اجتماعی سالهای اخیر سینمای ایران است؛ اثری که هم در داخل کشور مورد توجه قرار گرفت و هم در جشنوارههای بینالمللی تحسین شد.
داستان حول شخصیت علی میچرخد؛ نوجوانی که همراه چند دوست خود در حاشیه شهر زندگی میکند و برای گذران زندگی دست به هر کاری میزند. علی و دوستانش نه قهرمانهای کلاسیک هستند و نه کودکانی که در دنیایی بیدغدغه زندگی میکنند. آنها هر روز با فقر، بیثباتی و مشکلاتی روبهرو میشوند که بسیاری از بزرگسالان نیز تحملش را دشوار میدانند. وقتی علی از وجود گنجی پنهان در زیر یک مدرسه باخبر میشود، تصور میکند فرصتی برای تغییر زندگیاش پیدا کرده است. اما «خورشید» خیلی زود نشان میدهد که ماجرا بسیار پیچیدهتر از یک جستوجوی ساده برای یافتن گنج است.
یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم، نحوه پرداخت شخصیت علی است. علی با بازی خیرهکننده روحالله زمانی، شخصیتی است که همزمان سرسخت، آسیبپذیر، باهوش و گاهی عجول به نظر میرسد. او مدام میان کودکی و بزرگسالی در نوسان است. از یک سو هنوز شور و هیجان نوجوانی را دارد و از سوی دیگر شرایط زندگی مجبورش کرده زودتر از موعد بزرگ شود. روحالله زمانی چنان طبیعی و باورپذیر در نقش ظاهر میشود که فراموش میکنید با یک بازیگر نوجوان طرف هستید. این بازی در نهایت جایزه معتبر بهترین بازیگر مرد بخش افقهای جشنواره فیلم ونیز را برای او به همراه آورد؛ موفقیتی کمسابقه برای یک بازیگر نوجوان ایرانی.
یکی از ویژگیهای مهم «خورشید» این است که هرگز به دام احساساتگرایی افراطی نمیافتد. موضوع کودکان کار به خودی خود ظرفیت زیادی برای ملودرامهای اشکانگیز دارد، اما مجید مجیدی تلاش میکند به جای تحریک مستقیم احساسات مخاطب، واقعیت زندگی این کودکان را نشان دهد. او به جای آنکه شخصیتهایش را قربانیانی صرف معرفی کند، آنها را انسانهایی با آرزوها، اشتباهها، شوخیها و امیدهای خودشان تصویر میکند. همین نگاه باعث میشود فیلم تاثیر عمیقتری بر مخاطب بگذارد.
مدرسه خورشید که بخش مهمی از داستان در آن جریان دارد، یکی از مهمترین عناصر نمادین فیلم است. این مدرسه برای بسیاری از کودکان حاضر در داستان تنها یک ساختمان آموزشی نیست؛ فرصتی برای دیده شدن، یاد گرفتن و شاید ساختن آیندهای متفاوت است. در نقطه مقابل، گنجی که شخصیتها به دنبال آن هستند به تدریج معنای تازهای پیدا میکند. فیلم به شکلی هوشمندانه این پرسش را مطرح میکند که ارزش واقعی در کجاست؛ در ثروتی که زیر خاک پنهان شده یا در فرصتهایی که میتوانند مسیر زندگی یک کودک را تغییر دهند؟
مجید مجیدی در این فیلم بار دیگر توانایی خود را در کار با بازیگران نوجوان نشان میدهد. بخش بزرگی از بازیگران اصلی تجربه حرفهای چندانی نداشتند، اما فیلم به شکلی ساخته شده که همه آنها کاملا طبیعی به نظر میرسند. رابطه میان علی و دوستانش یکی از باورپذیرترین گروههای نوجوان در سینمای سالهای اخیر ایران را شکل داده است. شوخیها، دعواها، ترسها و رویاهای آنها به قدری واقعی به نظر میرسند که مخاطب احساس میکند بخشی از زندگی روزمره این بچهها را تماشا میکند.
از نظر بصری نیز «خورشید» یکی از بهترین آثار مجید مجیدی است. دوربین هومن بهمنش با دقت فراوان میان خیابانهای شلوغ، کارگاهها، تونلها و فضای مدرسه حرکت میکند و تصویری زنده از تهران کمتر دیدهشده ارائه میدهد. شهری که در فیلم میبینیم، همان تهران کارتپستالی و آشنا نیست. اینجا با کوچهها، ساختمانها و آدمهایی روبهرو هستیم که معمولا در مرکز توجه قرار نمیگیرند. همین انتخاب به فیلم هویتی مستندگونه میدهد و بر باورپذیری روایت میافزاید.
یکی دیگر از نقاط قوت فیلم، ریتم آن است. «خورشید» با وجود پرداختن به مسائل اجتماعی سنگین، هرگز به اثری خستهکننده تبدیل نمیشود. جستوجوی گنج، تنشهای میان شخصیتها و موانعی که بر سر راه آنها قرار میگیرد، باعث میشود داستان همواره در حال حرکت باشد. این ویژگی کمک میکند پیامهای اجتماعی فیلم نیز به شکلی طبیعی در دل روایت جای بگیرند.
فیلم در سطحی عمیقتر درباره نابرابری اجتماعی حرف میزند. کودکان «خورشید» در شرایطی زندگی میکنند که بسیاری از انتخابهای عادی از آنها گرفته شده است. آنها باید کار کنند، پول دربیاورند و مسئولیتهایی را بپذیرند که در سنشان طبیعی نیست. با این حال فیلم هرگز به بیانیهای سیاسی یا شعاری تبدیل نمیشود. مجید مجیدی ترجیح میدهد واقعیت را نشان دهد و قضاوت را به مخاطب واگذار کند.
واکنش جهانی به «خورشید» نیز قابل توجه بود. فیلم پس از نمایش در جشنواره ونیز مورد توجه منتقدان بینالمللی قرار گرفت و بسیاری از آنها از ترکیب روایت پرتعلیق با دغدغههای اجتماعی فیلم تمجید کردند. حضور در فهرست کوتاه نامزدهای اسکار بهترین فیلم بینالمللی نیز نشان داد که اثر توانسته فراتر از مرزهای ایران با مخاطبان ارتباط برقرار کند.
در میان آثار متاخر مجید مجیدی، «خورشید» جایگاه ویژهای دارد. این فیلم هم امضای همیشگی او در توجه به کودکان و انسانیت را حفظ میکند و هم لحن واقعگرایانهتر و تلختری نسبت به برخی آثار قبلیاش دارد. شاید به همین دلیل بسیاری از منتقدان آن را یکی از بهترین فیلمهای سالهای اخیر کارنامه او میدانند.
اگر از آثاری مانند «بچههای آسمان»، «به رنگ خدا»، «کافه ترانزیت» یا درامهای اجتماعی شخصیتمحور لذت میبرید، «خورشید» یکی از مهمترین فیلمهای سینمای ایران در دهه اخیر است؛ اثری که هم یک داستان پرکشش روایت میکند و هم تصویری فراموشنشدنی از کودکانی ارائه میدهد که برای رسیدن به آیندهای بهتر، هر روز در حال جنگیدن هستند.
عوامل فیلم «خورشید»:
- کارگردان: مجید مجیدی
- نویسنده: مجید مجیدی، نیما جاویدی
- بازیگران: علی نصیریان، جواد عزتی، طناز طباطبایی، روحالله زمانی، محمد موسویفر، شمیلا شیرزاد، ابوالفضل شیرزاد، مانی غفوری، صفر محمدی، علی غابشی، بابک لطفی
- تهیهکننده: امیر بنان