کمتر فیلمی در تاریخ سینمای ایران توانسته مانند «لیلا» تا این اندازه آرام، بیصدا و در عین حال ویرانکننده باشد. داریوش مهرجویی در این اثر، بهجای آنکه با بحرانهای پرهیاهو یا اتفاقات غیرمنتظره مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد، از دل زندگی روزمره، یکی از تلخترین روایتهای عاشقانه سینمای ایران را خلق میکند. «لیلا» فیلم فریاد نیست؛ فیلم سکوت است. سکوتی که در هر صحنه، سنگینتر میشود و سرانجام، سرنوشت شخصیتهایش را تغییر میدهد. «لیلا» که بر اساس فیلمنامهای از داریوش مهرجویی ساخته شده، از آن دسته آثاری است که با وجود گذشت سالها، همچنان تازگی خود را حفظ کرده است. دلیل این ماندگاری، تنها کیفیت کارگردانی یا بازیهای درخشان نیست؛ بلکه پرداختن به مسئلهای است که هنوز هم در بسیاری از خانوادهها، به اشکال مختلف وجود دارد؛ تقابل عشق با سنت، خواسته فردی با انتظار خانواده و انتخابهایی که ظاهراً از روی ایثار انجام میشوند، اما در نهایت، همه را زخمی میکنند.
داستان درباره لیلا و رضا است؛ زوجی که زندگی مشترک آرام و عاشقانهای را آغاز کردهاند. همهچیز مطابق انتظار پیش میرود تا اینکه مشخص میشود لیلا قادر به بچهدار شدن نیست. این اتفاق، آرامآرام پای خانواده، بهویژه مادر رضا را به زندگی آنها باز میکند و از همینجا، رابطهای که بر پایه عشق شکل گرفته، زیر فشار سنت، توقع و احساس گناه قرار میگیرد.
آنچه «لیلا» را از بسیاری از ملودرامهای خانوادگی متمایز میکند، این است که فیلم هیچ شخصیت شرور کلاسیکی ندارد. حتی مادر رضا، با بازی ماندگار جمیله شیخی، صرفاً زنی بدجنس یا سلطهگر نیست؛ او نماینده نسلی است که ادامه نسل و داشتن فرزند را مهمترین وظیفه یک خانواده میداند. نگاه او، هرچند از دید مخاطب امروز دردناک به نظر میرسد، اما از دل باورهای ریشهدار فرهنگی بیرون آمده است. همین نگاه انسانی به شخصیتها، باعث میشود فیلم بهجای قضاوت، موقعیتها را بررسی کند.
داریوش مهرجویی در «لیلا»، به شکلی کمنظیر مفهوم فداکاری را زیر سؤال میبرد. آیا هر فداکاری، الزاماً ارزشمند است؟ آیا گذشتن از خواستههای شخصی، همیشه به حفظ یک زندگی کمک میکند؟ یا گاهی همین ایثار، به آرامی رابطهای را از درون نابود میکند؟ فیلم هیچ پاسخ مستقیمی به این پرسشها نمیدهد، اما مخاطب را وادار میکند بارها درباره آنها فکر کند. یکی از درخشانترین ویژگیهای فیلم، شخصیتپردازی لیلاست. او نه زنی ضعیف است و نه شخصیتی شورشی. لیلا انسانی است که میان عشق به همسر، احترام به خانواده او و رنج درونی خود گرفتار شده است. تصمیمهایی که میگیرد، از سر علاقه و احساس مسئولیت هستند، اما هر تصمیم، او را یک قدم از آرامش دورتر میکند.
لیلا حاتمی در یکی از بهترین نقشآفرینیهای کارنامه هنری خود، این شخصیت را با چنان ظرافتی جان میبخشد که تماشاگر حتی در طولانیترین سکوتهای او نیز احساساتش را درک میکند. نگاههای کوتاه، لبخندهای نیمهکاره، مکثهای طولانی و بغضهایی که هیچگاه به فریاد تبدیل نمیشوند، شخصیت لیلا را به یکی از ماندگارترین زنان تاریخ سینمای ایران تبدیل کردهاند. این همان نقشی است که جایگاه لیلا حاتمی را بهعنوان یکی از مهمترین بازیگران نسل خود تثبیت کرد. علی مصفا نیز در نقش رضا، تصویری از مردی ارائه میدهد که میان عشق به همسر و وابستگی عاطفی به مادرش گرفتار شده است. او نه قهرمان است و نه ضدقهرمان. رضا انسانی معمولی است که هر تصمیمش، هرچند با نیت خیر، به بحرانی بزرگتر منجر میشود. همین پیچیدگی، شخصیت او را باورپذیر و دردناک میکند. جمیله شیخی نیز یکی از فراموشنشدنیترین نقشهای دوران فعالیت خود را خلق میکند. شخصیت او، نمونهای از مادری است که تصور میکند برای خوشبختی فرزندش تلاش میکند، اما ناخواسته به عامل اصلی فروپاشی زندگی او تبدیل میشود. بازی شیخی بهگونهای است که مخاطب، هم از رفتارهای او خشمگین میشود و هم میتواند منطق درونی شخصیتش را درک کند.
از نظر کارگردانی، «لیلا» نمونهای کامل از سینمای پخته داریوش مهرجویی است. او بهجای تکیه بر دیالوگهای طولانی یا اتفاقات پرتنش، از سکوت، میزانسن و بازی بازیگران برای روایت استفاده میکند. بسیاری از مهمترین لحظات فیلم، بدون حتی یک جمله شکل میگیرند و همین اعتماد به تصویر، از مهمترین ویژگیهای سینمای مهرجویی است. فیلمبرداری محمود کلاری با قابهای آرام و حسابشده، فضای درونی شخصیتها را به زیبایی منعکس میکند. خانه، که در ابتدا محل آرامش و عشق است، بهتدریج به فضایی تبدیل میشود که در آن سکوت و فاصله بر همهچیز سایه انداخته است. استفاده از رنگهای ملایم، نور طبیعی و قاببندیهای دقیق، حس خفگی تدریجی شخصیتها را تقویت میکند. موسیقی فریدون شهبازیان نیز یکی از مهمترین عناصر احساسی فیلم است. موسیقی هرگز تلاش نمیکند احساسات را به مخاطب تحمیل کند، بلکه مانند شخصیتها، آرام و نجیب پیش میرود و در لحظههای کلیدی، اندوه نهفته در روایت را عمیقتر میکند.
«لیلا» پس از اکران، با تحسین گسترده منتقدان و مخاطبان روبهرو شد و امروز یکی از مهمترین آثار کارنامه داریوش مهرجویی و یکی از بهترین ملودرامهای تاریخ سینمای ایران به شمار میرود. فیلم در جشنوارههای بینالمللی متعددی نیز به نمایش درآمد و به دلیل پرداخت انسانی و جهانشمول خود، مورد توجه منتقدان خارجی قرار گرفت. بسیاری از تحلیلگران، «لیلا» را در کنار «هامون» و «سارا»، از قلههای دوران طلایی مهرجویی میدانند. اما آنچه «لیلا» را جاودانه کرده، فقط کیفیت فنی یا بازیهای درخشان نیست؛ بلکه توانایی آن در بازتاب دادن احساساتی است که با گذشت زمان تغییر نکردهاند. ترس از دست دادن، فشار خانواده، تضاد میان عشق و وظیفه، و سکوتی که بهتدریج جای گفتوگو را میگیرد، هنوز هم برای بسیاری از مخاطبان آشناست.
«لیلا» فیلمی درباره ناباروری نیست؛ درباره تنهایی انسان در برابر انتخابهایی است که دیگران برای او میگیرند. درباره عشقی که میخواهد همه را خوشحال کند، اما در پایان، خودش را از دست میدهد. داریوش مهرجویی با این شاهکار، یکی از عمیقترین و انسانیترین عاشقانههای سینمای ایران را خلق کرده است؛ فیلمی که هر بار تماشای دوباره آن، معنای تازهای از عشق، فداکاری و رنج را آشکار میکند.
عوامل فیلم «لیلا»:
- کارگردان: داریوش مهرجویی
- نویسنده: داریوش مهرجویی
- بازیگران: شقایق فراهانی، محمدرضا شریفینیا، جمیله شیخی، لیلا حاتمی، علی مصفا، توران مهرزاد، امیر پایور، پریسا زارعی، وحیده محمدیفر، نازلی یزدانی
- تهیهکننده: داریوش مهرجویی، فرامرز فرازمند