سینمای دفاع مقدس در چهار دهه گذشته بارها به عملیاتها، فرماندهان و قهرمانان جنگ پرداخته است، اما کمتر فیلمسازی مانند محمدعلی باشهآهنگر توانسته به سراغ زخمهایی برود که سالها پس از پایان جنگ همچنان باز ماندهاند. «سرو زیر آب» نه درباره روزهای نبرد، بلکه درباره سالهای پس از جنگ است؛ زمانی که هنوز هزاران خانواده در انتظار بازگشت عزیزانشان زندگی میکنند و گروههای تفحص، میان خاک و خاطره، به دنبال هویت انسانهایی میگردند که بینام ماندهاند. همین زاویه نگاه، «سرو زیر آب» را به یکی از متفاوتترین آثار دفاع مقدس دهه نود تبدیل کرده است. «سرو زیر آب» در سیوششمین جشنواره فیلم فجر با ۹ نامزدی حضور یافت و موفق شد سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری، بهترین طراحی صحنه و جایزه بهترین فیلم از نگاه ملی را از آن خود کند؛ موفقیتی که نشان داد فیلم، علاوه بر ارزشهای محتوایی، از نظر فنی نیز در سطح بالایی قرار دارد.
فیلم داستان «جهانبخش کرامت» را روایت میکند؛ مردی که در معراج شهدا فعالیت میکند و تصمیمی غیرمتعارف، زندگی او و اطرافیانش را وارد بحرانی پیچیده میکند. این تصمیم، تنها یک انتخاب شخصی نیست؛ نقطه آغاز سفری است برای مواجهه با حقیقت، وجدان، خانوادههای چشمانتظار و مفهوم هویت. فیلم از همین مسیر، مخاطب را وارد دنیایی میکند که در آن مرز میان حقیقت، مصلحت و احساسات انسانی، هر لحظه باریکتر میشود.
محمدعلی باشهآهنگر که پیش از این با آثاری مانند «ملکه» و «فرزند خاک» نگاه متفاوت خود به دفاع مقدس را تثبیت کرده بود، در «سرو زیر آب» نیز سراغ سوژهای میرود که کمتر در سینمای ایران به آن پرداخته شده است؛ معراج شهدا، شهدای گمنام و خانوادههایی که سالها میان امید و واقعیت زندگی کردهاند. اما او این موضوع را تنها به یک روایت تاریخی محدود نمیکند، بلکه آن را به بستری برای طرح پرسشهایی عمیق درباره هویت، مسئولیت و حقیقت تبدیل میکند.
یکی از مهمترین ویژگیهای فیلم، پرداختن به مفهوم «گمنامی» است. در «سرو زیر آب»، گمنام بودن صرفاً به معنای ناشناس بودن یک شهید نیست؛ بلکه استعارهای از انسانهایی است که تاریخ، نامشان را کمتر به خاطر سپرده، اما زندگی بسیاری از دیگران به آنها وابسته بوده است. فیلم نشان میدهد بازگرداندن هویت به یک پیکر، تنها یک فرآیند اداری یا نظامی نیست؛ بازگرداندن بخشی از آرامش به خانوادهای است که سالها با چشمانتظاری زندگی کردهاند.
باشهآهنگر در این اثر، برای نخستین بار در سینمای دفاع مقدس ایران، به شکل جدی به شهدای اقلیتهای دینی نیز میپردازد و یادآور میشود که دفاع از ایران، مرز دین و مذهب نمیشناخت. حضور شخصیتهای زرتشتی در روایت، فیلم را از یک اثر صرفاً جنگی فراتر میبرد و به بیانی درباره هویت ملی و همزیستی فرهنگی تبدیل میکند؛ رویکردی که از جسورانهترین انتخابهای فیلم به شمار میرود. از نظر ساختار روایی، «سرو زیر آب» شاید پیچیدهترین فیلم کارنامه باشهآهنگر باشد. فیلم با روایتهای موازی، شخصیتهای متعدد و رفتوآمد میان گذشته و حال، پازلی میسازد که بهتدریج کامل میشود. این ساختار، از مخاطب میخواهد فعالانه روایت را دنبال کند و تنها به اتفاقات ظاهری اکتفا نکند. شاید همین ویژگی باعث شده فیلم بیش از آنکه اثری عامهپسند باشد، مورد توجه مخاطبان جدیتر سینما و منتقدان قرار گیرد.
در بخش کارگردانی، باشهآهنگر بار دیگر نشان میدهد که علاقهای به قهرمانسازیهای رایج ندارد. شخصیتهای او انسانهایی خاکستری هستند؛ اشتباه میکنند، تردید دارند، گاهی تصمیمهای دشوار میگیرند و باید با پیامدهای آن زندگی کنند. همین نگاه واقعگرایانه، باعث شده شخصیتهای فیلم، بیش از آنکه نماد باشند، انسانهایی باورپذیر به نظر برسند. فیلمبرداری علیرضا زریندست یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم است؛ آنقدر که سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری جشنواره فجر را برای او به همراه آورد. قابهای وسیع مناطق تفحص، مه، خاک، باران و فضاهای خاموش معراج شهدا، تصویری خلق میکنند که هم شکوه طبیعت را نشان میدهد و هم سنگینی غیبت انسانها را. زریندست با نورپردازی کنترلشده و قاببندیهای دقیق، فضای فیلم را به تجربهای شاعرانه و در عین حال تلخ تبدیل کرده است. طراحی صحنه نیز نقش مهمی در باورپذیری اثر دارد. بازسازی معراج شهدا، مناطق عملیاتی و فضاهای مرتبط با تفحص، با دقت فراوان انجام شده و همین موضوع، دومین سیمرغ بلورین فیلم را برای بهترین طراحی صحنه به همراه داشت. جزئیات محیط، بدون آنکه به چشم بیایند، در شکلگیری جهان فیلم نقشی اساسی ایفا میکنند.
در بخش بازیگری، بابک حمیدیان یکی از بهترین اجراهای سالهای اخیر خود را ارائه میدهد. جهانبخش، شخصیتی است که باید میان وظیفه، احساس، حقیقت و آرامش خانوادههای شهدا تعادل برقرار کند و حمیدیان این پیچیدگی را با بازی درونی و کنترلشده به تصویر میکشد. او کمتر با دیالوگ و بیشتر با نگاه و سکوت، شخصیتش را میسازد. در کنار او، فرخ نعمتی، هومن برقنورد، ستاره اسکندری، همایون ارشادی، مهتاب نصیرپور، رضا بهبودی و شهرام حقیقتدوست، مجموعهای از شخصیتهای مکمل را شکل میدهند که هرکدام بخشی از پازل روایت هستند. بهویژه حضور همایون ارشادی در نقش یک موبد زرتشتی، یکی از متفاوتترین نقشآفرینیهای او در سینمای ایران محسوب میشود و به لایه فرهنگی فیلم عمق بیشتری میبخشد. موسیقی حسین علیزاده نیز از نقاط درخشان فیلم است. او با بهرهگیری از ملودیهای آرام و ریشهدار ایرانی، فضایی خلق میکند که اندوه، احترام و شکوه را همزمان در خود دارد. موسیقی هرگز بر تصاویر غلبه نمیکند، بلکه مانند نوایی دور، احساسات پنهان فیلم را همراهی میکند.
یکی از ارزشمندترین ویژگیهای «سرو زیر آب»، فاصله گرفتن از نگاه صرفاً حماسی به دفاع مقدس است. محمدعلی باشهآهنگر به جای نمایش پیروزی یا شکست، از هزینههای انسانی جنگ سخن میگوید؛ از مادرانی که هنوز چشمانتظارند، از پیکرهایی که سالها بینام ماندهاند و از کسانی که وظیفه دارند حقیقت را به صاحبانش بازگردانند. در این نگاه، جنگ تنها یک واقعه تاریخی نیست، بلکه زخمی است که نسلها بعد نیز اثرش باقی میماند. البته فیلم به دلیل ساختار روایی پیچیده و ریتم تأملبرانگیزش، شاید برای همه مخاطبان آسان نباشد. روایت چندلایه و شخصیتهای متعدد، تمرکز بیشتری از بیننده میطلبد، اما همین ویژگی، «سرو زیر آب» را به اثری تبدیل کرده که با هر بار تماشا، لایههای تازهای از آن آشکار میشود.
در نهایت، «سرو زیر آب» را باید یکی از مهمترین آثار محمدعلی باشهآهنگر و یکی از متفاوتترین فیلمهای دفاع مقدس سالهای اخیر دانست. فیلمی که به جای روایت جنگ، درباره حافظه جنگ حرف میزند؛ درباره انسانهایی که نامشان شاید گم شده باشد، اما هویت و فداکاریشان برای همیشه در تاریخ این سرزمین باقی مانده است. اگر به سینمای اندیشمند، روایتهای شخصیتمحور و فیلمهایی علاقه دارید که دفاع مقدس را از زاویهای کمتر دیدهشده روایت میکنند، «سرو زیر آب» اثری ارزشمند و ماندگار خواهد بود.
عوامل فیلم «سرو زیر آب»:
- کارگردان: محمدعلی باشهآهنگر
- نویسنده: محمدعلی باشهآهنگر، حامد باشهآهنگر
- بازیگران: فرخ نعمتی، هومن برقنورد، ستاره اسکندری، همایون ارشادی، مهتاب نصیرپور، رضا بهبودی، شهرام حقیقتدوست، بابک حمیدیان
- تهیهکننده: سیدحامد حسینی