در تاریخ سینمای ایران، فیلمهایی وجود دارند که تنها به زمان اکران خود تعلق ندارند؛ آثاری که هر بار دیده میشوند، معنا و کارکرد تازهای پیدا میکنند و با گذشت سالها، نهتنها کهنه نمیشوند، بلکه بیش از گذشته اهمیت پیدا میکنند. «اجارهنشینها» ساخته داریوش مهرجویی، بدون تردید یکی از مهمترین این آثار است. فیلمی که در سال ۱۳۶۵ ساخته شد، اما هنوز هم یکی از زندهترین، هوشمندانهترین و تأثیرگذارترین فیلمهای سینمای ایران محسوب میشود؛ اثری که مخاطب را میخنداند، سرگرم میکند، اما همزمان او را وادار میکند درباره جامعه، روابط انسانی، مسئولیتپذیری و حتی مفهوم زندگی جمعی فکر کند.
کمتر فیلمی در سینمای ایران توانسته مانند «اجارهنشینها» میان سرگرمی و اندیشه تعادل برقرار کند. این فیلم نه صرفاً یک کمدی است، نه فقط یک درام اجتماعی و نه صرفاً یک اثر نمادین؛ بلکه ترکیبی کمنظیر از همه این عناصر است. داریوش مهرجویی با مهارتی مثالزدنی، داستانی بسیار ساده را به بستری برای بیان پیچیدهترین مسائل اجتماعی تبدیل میکند؛ داستانی که اگرچه درباره چند مستأجر و یک ساختمان فرسوده است، اما در حقیقت تصویری از جامعهای را پیش چشم مخاطب قرار میدهد که هر فرد آن، تنها به منافع شخصی خود میاندیشد و همین خودخواهی، آرامآرام بنیان زندگی جمعی را متزلزل میکند.
داستان فیلم از ساختمانی قدیمی آغاز میشود؛ ساختمانی که سالهاست ساکنان مختلفی را در خود جای داده و اکنون پس از مرگ صاحبخانه، آینده آن در هالهای از ابهام قرار گرفته است. ساختمان نیاز فوری به تعمیر دارد، اما اختلاف میان مستأجران، نبود مدیریت، سوءتفاهمها و تلاش هرکدام برای حفظ منافع شخصی، باعث میشود هیچ تصمیم درستی گرفته نشود. هرچه زمان میگذرد، ساختمان فرسودهتر میشود و خطر فروپاشی آن بیشتر، اما شخصیتها همچنان سرگرم دعواهای کوچک و اختلافهای روزمره خود هستند. این روایت، در نگاه اول، شاید تنها یک موقعیت کمدی به نظر برسد؛ اما مهرجویی از همان دقایق ابتدایی نشان میدهد که ساختمان فیلم، تنها یک ساختمان نیست. این بنا، استعارهای از جامعه است؛ جامعهای که اعضایش، بهجای همکاری برای حفظ منافع مشترک، هرکدام تنها به فکر نجات خود هستند. ترکهای دیوار، لولههای پوسیده، سقف در حال ریزش و اختلافهای پایانناپذیر میان ساکنان، همگی نشانههایی از جامعهای هستند که پایههایش بر اثر بیتوجهی، خودخواهی و نبود همدلی، بهتدریج سست شده است.
یکی از مهمترین دلایل ماندگاری «اجارهنشینها»، شخصیتپردازی فوقالعاده آن است. تقریباً تمام شخصیتهای فیلم، نماینده گروهی از جامعه هستند. هیچکدام قهرمان مطلق یا ضدقهرمان کامل نیستند. هر شخصیت، ضعفها، ترسها، آرزوها و خودخواهیهای خاص خود را دارد و همین ویژگی باعث میشود مخاطب، حتی امروز نیز نمونههایی از آنها را در اطراف خود ببیند. داریوش مهرجویی، برخلاف بسیاری از فیلمسازان، شخصیتهایش را قضاوت نمیکند. او اجازه میدهد هرکدام از آنها، خود را همانگونه که هستند نشان دهند. مخاطب، گاهی از رفتارشان خشمگین میشود، گاهی به آنها میخندد و گاهی حتی با آنها همدردی میکند. این چندوجهی بودن شخصیتها، فیلم را از یک کمدی ساده فراتر میبرد و آن را به اثری عمیق درباره ماهیت انسان تبدیل میکند.
در میان بازیگران، عزتالله انتظامی یکی از درخشانترین نقشآفرینیهای کارنامه خود را ارائه میدهد. او شخصیتی خلق میکند که در عین طنزآلود بودن، کاملاً واقعی و باورپذیر است. انتظامی بهخوبی میداند که راز ماندگاری کمدی، در واقعی بازی کردن آن است. او هرگز برای خنداندن مخاطب اغراق نمیکند و همین سادگی، شخصیتش را بهیادماندنی کرده است. اکبر عبدی نیز در یکی از نخستین نقشهای مهم سینمایی خود، استعداد کمنظیرش را در خلق موقعیتهای کمیک نشان میدهد. حضور او، انرژی ویژهای به فیلم بخشیده و در کنار بازیگرانی مانند حسین سرشار، حمیده خیرآبادی، رضا رویگری، فریماه فرجامی، ایرج راد، منوچهر حامدی و فردوس کاویانی، مجموعهای کمنظیر از شخصیتهای زنده و واقعی را شکل داده است. نکته قابل توجه اینجاست که حتی کوچکترین نقشهای فیلم نیز شخصیت دارند و هیچکس صرفاً برای پر کردن قاب حضور ندارد.
اما آنچه «اجارهنشینها» را به شاهکار تبدیل میکند، صرفاً بازیهای درخشان یا موقعیتهای طنز نیست؛ بلکه نگاه عمیق مهرجویی به جامعه است. فیلم، بدون آنکه حتی یک جمله شعاری بگوید، نقدی تند و هوشمندانه بر فردگرایی، بیمسئولیتی، سوءمدیریت و ناتوانی انسانها در همکاری ارائه میدهد. تقریباً تمام بحرانهای فیلم، نه به دلیل کمبود امکانات، بلکه به دلیل نبود تفاهم و مسئولیتپذیری ایجاد میشوند. اگر شخصیتها تنها برای لحظهای حاضر بودند منافع جمع را بر منفعت شخصی ترجیح دهند، شاید هیچیک از اتفاقات تلخ فیلم رخ نمیداد. یکی از جذابترین ویژگیهای «اجارهنشینها»، این است که هر بار تماشای آن، معنای تازهای آشکار میکند. مخاطبی که در نوجوانی فیلم را میبیند، بیشتر جذب شوخیها و موقعیتهای کمیک میشود؛ اما همان مخاطب، سالها بعد، لایههای اجتماعی، سیاسی و حتی فلسفی فیلم را کشف میکند. این ویژگی، تنها در آثار کلاسیک دیده میشود؛ آثاری که با رشد مخاطب، آنها نیز دوباره متولد میشوند.
از منظر فنی نیز فیلم همچنان استانداردهای بالایی دارد. فیلمبرداری حسن قلیزاده، با وجود امکانات محدود دهه شصت، فضایی زنده و پویا خلق کرده است. دوربین، مدام میان اتاقها، راهپلهها و حیاط ساختمان حرکت میکند و حس شلوغی، آشفتگی و زندگی را به مخاطب منتقل میکند. طراحی صحنه نیز یکی از مهمترین عناصر فیلم است. ساختمان، تنها محل وقوع داستان نیست؛ بلکه مهمترین شخصیت خاموش فیلم است. هر ترک روی دیوار، هر لوله پوسیده و هر پنجره شکسته، بخشی از روایت را پیش میبرد. تدوین حسن حسندوست نیز نقشی اساسی در حفظ ریتم فیلم دارد. با وجود تعداد زیاد شخصیتها و خطوط داستانی متعدد، روایت هرگز پراکنده یا خستهکننده نمیشود. مهرجویی با کمک تدوین دقیق، موفق شده تعادل میان لحظات کمدی و لحظات جدی را حفظ کند؛ بهگونهای که مخاطب، بدون احساس گسست، از خنده به اندیشه و از طنز به تلخی میرسد. موسیقی ناصر چشمآذر نیز بهخوبی با فضای فیلم هماهنگ است. موسیقی، نه برای بزرگ کردن احساسات، بلکه برای همراهی با ریتم داستان استفاده شده و در کنار صداهای محیط، هویت صوتی خاصی به فیلم بخشیده است.
آنچه بیش از همه «اجارهنشینها» را ماندگار کرده، جهانشمول بودن موضوع آن است. فیلم درباره دهه شصت نیست؛ درباره انسان است. درباره جامعهای است که اعضایش فراموش کردهاند بدون همکاری، هیچ ساختمانی پابرجا نمیماند. این ساختمان میتواند یک خانه باشد، یک خانواده، یک سازمان یا حتی یک کشور. به همین دلیل، فیلم پس از نزدیک به چهل سال، همچنان معاصر به نظر میرسد. نکته قابل توجه دیگر، نوع طنز مهرجویی است. او هرگز از شوخیهای سطحی یا موقعیتهای تصنعی برای خنداندن مخاطب استفاده نمیکند. طنز «اجارهنشینها» از دل شخصیتها بیرون میآید. انسانها، با خودخواهی، ترس، طمع، سوءتفاهم و ناتوانیشان در گفتوگو، موقعیتهای خندهدار خلق میکنند. اما همین خنده، چند دقیقه بعد، جای خود را به تلخی میدهد؛ زیرا مخاطب درمییابد که این رفتارها، تنها مختص شخصیتهای فیلم نیست، بلکه بخشی از واقعیت جامعه است. شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از منتقدان، «اجارهنشینها» را بهترین کمدی تاریخ سینمای ایران میدانند. فیلمی که برخلاف بسیاری از آثار طنز، تاریخ مصرف ندارد. دیالوگهایش هنوز شنیدنیاند، شخصیتهایش هنوز آشنا هستند و موقعیتهایش هنوز میتوانند مخاطب را بخندانند و همزمان به فکر فرو ببرند.
داریوش مهرجویی در این فیلم، به اوج پختگی سینمایی خود رسیده است. او ثابت میکند که سینما میتواند بدون شعار، بدون اغراق و بدون قهرمانسازی، درباره مهمترین مسائل جامعه سخن بگوید. «اجارهنشینها» در ظاهر، داستان چند مستأجر است؛ اما در واقع، روایتی از جامعهای است که اگر اعضایش مسئولیت مشترک خود را فراموش کنند، دیر یا زود سقف بر سر همه فرو خواهد ریخت.امروز، پس از سالها، «اجارهنشینها» نهفقط یکی از بهترین آثار کارنامه داریوش مهرجویی، بلکه یکی از مهمترین سرمایههای فرهنگی سینمای ایران محسوب میشود؛ فیلمی که نسلهای مختلف، هر بار با نگاهی تازه به سراغ آن میروند و هر بار، حقیقتی جدید در دل آن کشف میکنند. شاید راز جاودانگی این شاهکار نیز همین باشد؛ اینکه درباره انسان سخن میگوید و انسان، با تمام ضعفها و امیدهایش، هیچگاه از تاریخ حذف نمیشود.
- کارگردان: داریوش مهرجویی
- نویسنده: داریوش مهرجویی
- بازیگران: عزتالله انتظامی، اکبر عبدی، حسین سرشار، حمیده خیرآبادی، رضا رویگری، فریماه فرجامی، ایرج راد، منوچهر حامدی، فردوس کاویانی
- تهیهکننده: هارون یشایائی، محمدعلی سلطانزاده