پسری مشکلی دارد؛ سر بیمویی که موجب خجالت اوست. دورهگردی به او پیشنهاد میکند گربهای را کشته و از پوست آن استفاده کند. اما پسر وقتی گربه را پیدا میکند از کشتن آن منصرف میشود...