پیرمرد نوازنده که به علت ناتوانی مورد بیمهری مردم قرار گرفته، به بیابان میرود و برای خدا ساز مینوازد. در همان زمان خلیفه وقت در خواب میبیند که خداوند به او امر میکند تا به بیابان رفته و به پیر چنگی، مزد ساز زدنش را بپردازد...