غلامرضا برای مسابقه دادن با رقیب خود دوچرخه ندارد و پدرش هم با مشکلات مالی فراوانی مواجه است. او به سهم خود در جستجوی راهی برای کمک به بدهکاریهای پدرش است. تلاش او برای به دست آوردن جایزه باسواد کردن فرد بیسواد، ماجراهایی را برای او رقم میزند. آشنایی با تنها زن بیسواد و سالخورده روستا هدف و انگیزه غلامرضا را برای برنده شدن در مسابقه دوچرخه سواری تغییر میدهد.