کارگردان در یک اتومبیل کرایه با بازیگر نقش اول فیلم مسافر از عباس کیارستمی برخورد میکند که حالا مردی میانسال است و شغل او رانندگی آژانس است. او که در موسیقی، شعر و تياتر علاقه و استعداد داشته، به دلایل مختلف از پیشرفت در آنها باز مانده است. حالا خسته و افسرده آرزوی دیدن مجدد کیارستمی را دارد. او به تهران میرود ولی موفق نمیشود وی را ببیند، پس از آخرین مصاحبه خبر میرسد که او خود و خانهاش را آتش زده و در بیمارستان بستری است. فیلمساز در مراجعه به بیمارستان برای ملاقات او ناکام میماند.