در بحبوحهٔ جنگ جهانی دوم، دو گروه از سربازان اسپانیایی؛ یکی فرانکوییست و دیگری جمهوریخواه؛ در کنار هم اسیر شدهاند؛ دشمنانی که تا دیروز در میدان جنگ مقابل هم میایستادند، حالا برای زنده ماندن چارهای جز همزیستی ندارند. سرمای کشنده، گرسنگی و بیرحمی اردوگاه آنها را وادار میکند مرزهای نفرت و ایدئولوژی را کنار بگذارند. اما آیا میتوان به دشمن دیروز اعتماد کرد؟ در جایی که بقا مهمتر از باورهاست، اتحاد شکنندهشان هر لحظه ممکن است فروبپاشد.