داستان هر شب چوپانی با صدای بلند یک معمای قتل را میخواند و وانمود میکند که گوسفندانش میتوانند آن را بفهمند. وقتی او را مرده پیدا میکنند، گوسفندان فوراً متوجه میشوند که این یک قتل بوده و فکر میکنند همه چیز را در مورد چگونگی حل آن میدانند. اما آیا آنها قادر به حل این معما و درک حقیقت پشت آن هستند؟ آیا این تنها یک بازی وحشیانه است یا دسیسهای بزرگتر در کار است؟