فان چانگیو، دختر قصاب یتیم که پس از مرگ والدینش برای سرپرستی خواهر کوچکش و حفظ خانه تلاش میکند، با ژنگ ژه، نجیبزاده سقوطکرده و جویای انتقام، در برف آشنا میشود. آنها برای رسیدن به اهداف خود ازدواج صوری میکنند اما به تدریج عشقشان واقعی میشود. جدایی ناشی از درگیریهای سیاسی و جنگ آنها را از هم دور میکند، اما چانگیو با چاقوی قصابی به میدان جنگ میرود تا خانواده، همسر و عدالت را پیدا کند. ژنگ ژه نیز هویت واقعی خود را بازمییابد و برای دفاع از کشور، عشق و حقیقت میجنگد. سریال با صحنههای پر از احساسات، نبرد و تحول شخصی، حس رشد عشق و ایستادگی را ایجاد میکند، در حالی که به موضوعاتی مانند خانواده، عدالت و رهایی از گذشته میپردازد.