داستان یک فعال کمونیست سابق و مرد آرامی است که فلسفهاش در زندگی این است که: زندگی کن و بگذار دیگران هم زندگی کنند، این دو در حالیکه روی نیمکت پارک با هم ملاقات کرده، دوستی ناخواستهای را آغاز میکنند و با وجود نگاه متضادشان، زمینههای مشترکی را کشف میکنند.