مانی چند ساعتی بود که از حموم اومده بود ولی بلد نبود لباساشو بپوشه و با حوله روی تختش نشسته بود و ماه لالا تصمیم گرفت تا قصه خرسک رو تعریف کنه تا مانی یاد بگیره مثل خرسک لباساشو خودش بپوشه.