مانی غذاشو نخورده بود و قبل خواب شکمش قار و قور میکرد و گشنش بود بخاطر همین ماهلالا ماجرای خرسک و حلزون کوچولو رو براش تعریف کرد تا یاد بگیره غذاشو کامل بخوره.