گریگ هِفلی، نوجوانی بیخیال و تنبل، وقتی زیر فشار انتظارات پدرش قرار میگیرد، با تهدید فرستادهشدن به مدرسهٔ نظامی مواجه میشود. اما گریگ به جای تغییر، تصمیم میگیرد با شرکت در یک نمایش استعدادها، نشان دهد که میتواند خودش باشد و مستقل عمل کند. ماجرا از اشتباهات خندهدار تا لحظات بامزه ادامه پیدا میکند و در نهایت گریگ راهی پیدا میکند تا هم خود واقعیاش را حفظ کند و هم دل پدرش را به دست آورد.