نورمن هکت در کارگاه یک جواهرفروشی مشغول به کار است و بیگناه در رؤیای ملاقات با ویترینآرای مغازهای در آنسوی خیابانِ محل کارش غرق شده است. او میخواهد یک آویز الماس برای او بخرد و پس از کمی ترغیب، یک پوند روی پیشبینی شش مسابقهٔ اسبدوانی در رقابتهای گودوود شرطبندی میکند. وقتی هکت در پنج مسابقهٔ نخست برنده میشود و احتمال دارد در صورت پیروزی نهایی بیش از ۱۶٬۰۰۰ پوند برنده شود، بنگاهدار شرطبندی نگران میشود.