داستان یک مرد روستایی به نام قدرت است که با متولی امامزاده روستا زندگی میکند. مردم این روستا مدتها است که زیاد به امامزاده سر نمیزنند چرا که سالهاست کسی از آنجا حاجتی نگرفته است. متولی امامزاده که این امر را ناشی از بیایمانی مردم میداند مجبور میشود برای مدتی به سفر برود و زمام امور امازاده را به قدرت بسپارد، اما قدرت رویهای متفاوت برای تولیت امامزاده در پیش میگیرد.