فیلم آنچه دل بخواهد ماجرای ریشاب و پرینتا است که هر دو عاشق یکدیگرند. ریشاب یک جوان ثروتمند است، در یک آژانس تبلیغاتی کار می کند. در حالی که پرینتا یک پزشک سخت کوش و فداکار است. آن دو ازدواج می کنند و به زودی پرینتا باردار می شود. پرینتا آرزوی ایجاد بیمارستان برای کودکان را دارد. به طرز غم انگیزی، پرینتا ناگهان در یک حادثه تصادف میکند و به همران نوزادش کشته می شود. آخرین آرزوی پاری این بود که قلب خود را به بیمار خود، به نام دانی اهدا کند. ریشاب مخالف اهدای قلب است