عاطفه چند روزی است که نتوانسته خبری از او بگیرد و نگران است. او در حین آماده کردن اتاق عقد برای دختر همسایه است؛ انقدر به فکر مصطفی است که گاهی او را در میان مهمانها میبیند. خبر بارداریش را در یک پیام برای مصطفی میفرستد؛ اما او هنوز جواب ندادهاست. بعد از اتمام مراسم عقد، عاطفه دست تنها مشغول کارهای نیمهتمام خانهشان میشود.