«بزرگ» با امانت گرفتن اتومبیلی از یک نمایشگاه که شوهرخواهرش یوسف در آن جا مشغول به کار است، بر اثر تصادف حدود ده میلیون تومان به اتومبیل خسارت وارد میآورد. اتومبیل به دختری به نام بهرخ تعلق دارد و یوسف با گرو گذاشتن دو فقره چک به مبلغ چهارده میلیون تومان نزد مدیر نمایشگاه و بهرخ باعث فروکش کردن اعتراضها میشود. بهرخ در صدد سفر به خارج از کشور و عیادت از مادر بیمارش است و یوسف از بزرگ میخواهد که چکها را از بهرخ پس بگیرد.