ژاک مایول و انزو مولیناری که کودک هستند و در یک منطقه ساحلی زندگی میکنند. پدر ژاک که کارش جمعآوری صدف از دریاست موقع کار کشته میشود و ژاک شاهد مرگ اوست. سالها بعد وقتی که انزو غواص مشهوری شده و به صورت تصادفی دوباره ژاک را میبیند، او را به مسابقات غواصی قهرمانی جهان دعوت میکند.