دربارهی یک قاچاقچی حرفهای به نام مفخم است که برای جابجایی یک محموله شمش طلا به ایران آمده است. در این حین سرگرد ملک که سالها قبل همسر خود را در پرونده مفخم از دست داده، مسئول پیگیری این پرونده میشود. مفخم پسر سرگرد ملک را گروگان میگیرد ولی این مرتبه سرگرد به همراه همکار خود سروان نصر، به دنبال دستگیری این باند است.