داستان رفیع گلکار، بازیگر قدیمی تئاتر است که در گذشته شیفته یکی از همکارانش به نام ملوک بوده، اما او فقط به خاطر شهرت، رفیع را نادیده گرفته و با یک تهیه کننده ازدواج کرده است. حالا بعد از گذشت سالها، پونه، دختر رفیع، در موقعیت مشابه قرار گرفته و میخواهد تصمیم ملوک را تکرار کند.